کدام دانشگاه اسلامی ؟!

دانشگاه اسلامی !

ساعت حدود ۱۱ شب بود و من داشتم در یکی از خیابان های نزدیک خوابگاه قدم می زدم . صدای قرائت دعای کمیل از چند صد متری به گوش می رسید . گویا به مناسبت ایام فاطمیه مراسم عزاداری در دانشگاه برقرار بود . صدی مداح مراسم عجب سوز عجیبی داشیا فاطمهت . « یا سیدتنا و مولاتنا …». گوشه ای نشستم و چند لحظه ای به فکر فرو رفتم . انواع فکرها داشت از ذهنم عبور می کرد . ناگهان صدای عبور اتوبوسی از کنارم رشته افکارم را از هم گسست . کمی جلوتر اتوبوس مقابل درب خوابگاه متوقف شد و عده ای دختر و پسر از اتوبوس پیاده شدند . نمی دانستم موضوع چیست فقط با تعجب نگاه می کردم . به اتوبوس که دقت کردم پلاکارتی را روی آن دیدم که با ماژیک نوشته بود کانون ایرانشناسی !  اندکی آن طرف تر دختران و پسرانی که از اتوبوس پیاده شده بودند دور هم حلقه زدند و هر از چند گاهی کسی چیزی می گفت و بقیه می خندیدند . ناخودآگاه من هم خنده ام گرفت اما نه به موضوعی که آن ها در رابطه با آن صحبت می کردند بلکه به این قضیه که اینجا جمیع دختران و پسران مسلمان ! دور هم گرد آمده اند و مشغول خوش گذرانی هستند و کمی آن طرفتر عده ای برای شهادت بزرگ بانوی اسلام مراسم عزاداری برپا کرده اند .  اعصابم حسابی به هم ریخت . ترکیب صدای مداح مراسم با خنده های آن جمع دانشجو بدجوری اذیتم می کرد . طاقت نیاوردم . بلند شدم به سمت خوابگاه رفتم . به هر حال شاید آن جا صدای مداح نمی آمد ولی حداقل صدای خنده دختر و پسر هم شنیده نمی شد !

قم نشین ها دین را عوض کنند !

قم نشین ها
دین را عوض کنند !

چند روز
پیش ، بعد از کلاس اقتصاد مهندسی به استاد مراجعه کردم تاسوالاتی را راجع به
اقتصاد بپرسم. استاد هم که از قضا از فضلای دانشگاه محسوب شده و دارای مدارک معتبر
علمی از دانشگاههای ایران و آمریکا است و حتی سمت مشاور علمی یکی از استانداران  را در دولت آقای خاتمی  یدک می کشد با روی باز از ما استقبال کرد. سوال
این بود که با توجه به نظام عرضه و تقاضای موجود در سیستم اقتصادی، به نوعی مجوز
احتکار به فروشندگان داده می شود تا قیمت ها به سطح پایه برسند و این نه تنها ضد
قانون که با شرع هم مطابقت ندارد. ویا جایی که ما از حداقل نرخ جذب کننده صحبت می
کنیم و تعیین آن را برای سرمایه گذاری ضروری می بینیم، به نوعی مجوز ربا را برای
سرمایه گذار صادر کرده ایم و سوالاتی از این قبیل. استاد ابتدا لبخندی زد و بعد به
تعریف و تمجید از دقت و حسن نظر ما پرداخت ! و بعد اینگونه پاسخ داد که :« در
اینگونه موارد ماباید ببینیم علم چه می گوید! »

پرسیدم : «
پس اعتقادات ما چه می شود؟ با احکام دین چه کنیم؟» استاد در جواب اینگونه شروع کرد
که:« ببین عزیز من ! ما الان با یک مشکل در پیشرفت علم روبرو هستیم و آن این است
که قم نشین ها از علم اطلاعی ندارند و نمی خواهند اصول علمی را بپذیرند بنابراین
باید ابتدا قم نشین ها را وادار کنیم که علم را بپذیرند». پرسیدم :« بگذارید سوالم
را دقیق تر مطرح کنم. اگرما با یک تضاد در علم اقتصاد و دینمان روبرو شدیم باید به
فکر حل این مشکل از طرف علم باشیم یا این که دین را تغییر دهیم تا علم را بپذیرد؟»
.بعد از اینکه استاد شرح سفر مکه خودش را برای ما داد و ما را از متدین بودن خود
مطمئن کردند در پاسخ نکته ی جالبی را فرمودند که: « آن دینی که نتواند این علم را
بپذیرد اصلا ً مورد تایید نیست و ما باید اهالی دین را مجبور کنیم تا علم را
بپذیرند!»

حال ما
مانده ایم که با این تضاد ها چه کنیم؟! آیا اسلام اقتصاد دارد یا نه؟ آیا قم نشین
ها می پذیرند که دین را تغییر دهند؟! آیا اساتید علم قبول دارند که علمشان وحی مُنزل
نیست و علم هم می تواند تغییر کند ؟! اگر کسی پاسخی داشت لطفاً ما را خبر کند !

لبنان ، از وحدت ملی تا جنگ داخلی !

بسم الله

لبنان ، از وحدت ملی تا جنگ داخلی !

نقشه ای مخوف در یک اتاق دربسته بین آمریکایی ها و صهیونیست ها و برخی کشورهای عربی نهایی می شود . تصمیم بر آن شده اسیت تا با یک حرکت غافل گیر کننده مقاومت اسلامی لبنان (حزب الله) خلع سلاح شود . همه چیز طبق برنامه پیش می رود . ناوهای امریکایی و صهیونیستی به سواخل بیروت نزدیک می شوند . گروه ۱۴ مارس به سرکردگی جنبلاط ، این روباه پیر ، زمینه را برای این اقدام آماده می کند. به نظر همه چیز درست است .

سید حسن در کنار رهبیر جهان اسلام تا این که سید حسن نصر الله در کنفرانسی خبری از آگاهی حزب الله از برنامه مدون مستکبران جهانی و اعراب خودفروخته برای خلع سلاح مقاومت و در واقع بی دفاع کردن لبنان خبر می دهد و صراحتاْ اعلام می کند که حزب الله به هیچ وجه تن به این کار نخواهد داد . چند ساعت از این کنفرانس نمی گذرد که نیروهای حزب الله در اقدامی که تحیر تمامی جهانیان را برانگیخت دست به محاصره و تسخیر لانه ها جاسوسی استکبار که همانا مراکز وابسته به گروه ۱۴ مارس است ، می زند . مقر برخی رسانه ها و روزنامه های وطن فروش به دست حزب الله می افتد . نیرو های آمریکایی و صهیونیستی که دست و پای خود را گم کرده اند هنوز نمی دانند چه تصمیمی در مقابل این حرکت شجاعانه حزب الله بگیرند . شایعاتی از استعفای سینیوره به گوش می رسد ، روباه پیر کشور و وطن را رها کرده و متواری می شود .

آری توطئه به راه اندازی جنگ داخلی که توسط مستکبران و خودفروختگان ریخته شده بود با هوشیاری حزب الله و شخص سید حسن نصرالله ، نقش بر آب شد . البته نقش نیروهای اطلاعاتی حزب الله و بعضاْ یاران این جنبش مردمی در این میان قابل تحسین است . چه این که گویا نیروهای اطلاعاتی سیا و موساد و … در دام بازی این سربازان گمنام حضرت ولی عصر ( روحی فداه ) افتاده اند .

 آن چه که از مشاهدات به دست می آید این است که سرزمین لبنان همچنان خط مقدم مبارزه حق علیه باطل است و این نکته ای است بس مهم و قابل تامل .

تئوری وحدتی را که کشورهای همچون ایران و سوریه از آن حمایت می کردند با سنگ اندازی و دخالت آشکار سفارت آمریکا و مستشاران آن در دولت سینیوره در مرز شکست قرار داشت و اگر نبود هشویاری حزب الله قطعاْ این نظریه جای خود را به نظریه جنگ داخلی که به شدت از جانب آمریکا و رژیم صهیونیستی ژیگیری می شود ، جایگزین می شد .

چیزی که به وضوح مشخص است این است که کاخ سفید و در راس آن بوش به دنبال این است که در اواخر دوره حکمرانی خود ضربه ای سنگین را به بدنه جهان اسلام وارد آورد و از این روست که هوشیاری هر چه بیشتر مسلمانان مورد نیاز است . همان هوشیاری که حزب الله در طی چند روز اخیر از خود نشان داده است .