دِین جنبش دانشجویی به دولت نهم!

دِین جنبش دانشجویی به دولت نهم!

( نگرشی تاریخی به تعامل جنبش دانشجویی با سه دولت اخیر)

جنگ تمام شده است. این جمله ای بود که در دوره سازندگی بارها تکرار شد، نه تنها از سوی دولتمردان بلکه از سوی بسیاری رزمندگان. از سوی رزمندگانی که روزی شعار «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» سرداده شده بود، اکنون این جمله سرداده می شد. بسیاری از آنها به کارهای قبل از جنگ خود پرداختند، کشاورزان بر سر مزارع، صنعت گران به کارخانه و دانشجویان به دانشگاه و … سال ها پیش دست تقدیر اینگونه رقم خورد که جنبش دانشجویی دِینی را که از زمان انقلاب برگردنش بود با تسخیر لانه کفر و جاسوسی آمریکا، با انقلاب دوم خویش ادا کرد و سپس انقلاب فرهنگی حرکتی بود بس عظیم، شاداب و پویا که از سوی جنبش دانشجویی صورت گرفت، همان چیزی که همه از آن انتظار داشتند و سپس جنگ، میدان گاه مردانگی؛ امتحان دشوار مردان در جهاد و حرکتی دیگر در راستای نگه داشتن نهال انقلاب. جنبش، باز هم با دست خویش دسته گل های خود را به زیر شنی تانک ها فرستاد تا با خونشان این نهال سیراب شود. جنگ تمام شد؟!

مردم به خانه ها بازگشتند. دانشگاهها بازگشایی شد. دانشجویان به دانشگاه برگشتند، دولت هاشمی بر سر کار است هاشمی را همه می شناختند. مردی سخت کوش، شجاع و فکور که شجاعتش را در زندان های رژیم منحوس شاه همگان دیده بودند. «جاه طلبی مذموم نیست، آیا این سخن از زبان همان هاشمی خودمان است؟» این را رزمندگان و انقلابیونی می گفتند که هم اکنون در دانشگاه حضور داشتند. بحث از پیشرفت اقتصادی، توسعه پایدار، پول و بانک جهانی جای گفتمان اسلام، انقلاب، صدور انقلاب و نجات مستضعفان جهان را گرفته بود. شعارهای انقلاب در بحبوحه ی اشرافی گری رنگ می باخت. جنبش دانشجویی فقط نگران اوضاع بود. رهبر فریاد می زد «دشمن در کمین است او اکنون به فکر تهاجم فرهنگی است»، اما کدام گوش شنوا؟! کدام انسان آگاه و بینا؟ امثال مهاجرانی تکیه برتخت پادشاهی وزارت ارشاد، خود سبب تهاجم فرهنگی دشمن بودند. دانشجویان نیز فقط می نگریستند. برخی تشکل های دانشجویی نیز به مجیزه گویی دولت مشغول بودند. فاصله بین فقیر و غنی هر روز وحشتناک تر می شد. و بالاخره «هاشمی رفت» با تمام عطاها و لقاهایش. می گویند او اقتصاد ایران را نجات داد. خودش هم همین را می گوید. اما مگر فقط برای اقتصاد انقلاب کردیم پس فرهنگ، سیاست و اسلام و .. چه؟ آیندگان قضاوت خواهند کرد. انتخابات فرارسید. نسل رزمندگان دانشجو آرام آرام با اتمام تحصیلات از دانشگاهها رجعت می کردند و نسلی که بعدها به «نسل سوم» شهرت یافت، پاهایی لرزان خود را بر دانشگاه می گذاشت. «آزادی، این شعار ماست» خاتمی گفت و جوانان کف زدند و هورا کشیدند. سال ها بعد از این کف زدن ها پشیمان شدند. دانشجویان نیز که به جوانان پیوسته بودند. از آزادی گفتند، از دموکراسی و از بیان آزادانه ای عقاید. (از اسلام چه؟) و خاتمی رای آورد. عکس های هاشمی از کنار رهبر در ادارات برداشته شد. حالا همه فقط سه سید فاطمی را می شناختند. گوشت قربانی حاکمیت بین مجاهدین و شرکای مشارکتی و کارگزارانی تقسیم شد. روسای دانشگاهها مانند برگ های پاییزی فروریختند و بعضی از آنها نیز البته با سبز نشان دادن خود بر درخت حاکمیت ماندند و همراه نوکیسگان چه بر سر دانشگاه ها آوردند. یکی از تشکل های قدیمی دانشجویی نیز پیشتاز حمایت کورکورانه از دولت شد. خود را نماد جنبش خواند. وکیل و وصی دانشجویان از دیدگاه دولتمردان لقب گرفت. جنبش که روزگاری به عنوان نماد نقد و پویایی در جامعه بود هم اکنون به باتلاق و گندابی می مانست که بوی تعفن رانت های دانشجویی در آن دانشجویان آزاده را خفه می کرد. سردمداران تشکل یاد شده همه با بورس های دولتی مواجه شدند و مزد سرسپردگی خود را گرفتند. تریبون برگزار می کردند و در این تریبون ها بحث از ساختار شکنی، رفراندوم، ضد انقلابی گری و ضد اسلامی بودن می زدند. برای خودشان دست می زدند و هورا می کشیدند. و هنگامی که کسی مطلبی را بر خلاف اصلاحات ودولت می زد. آنگاه ناگهان چهره شان بر افروخته می شد. زنجیر می کشیدند، کتک می زدند، هو می کردند و به سخره می گرفتند تا شعارشان یعنی «زنده باد مخالف من » را زنده کنند! بچه های مذهبی از دوران اصلاحات چنین یاد می کند: «وقتی ریش داشتی و پیراهنت را بر روی شلوارت می انداختی و در صحن دانشگاه راه می رفتی، باید منتظر این بودی که دانشجویان «آزادی طلب» جلوی پایت آب دهن بیندازند» همین دو سال پیش بود که یکی از دانشجویان مسئول در همین تشکل بعد از ۱۱ سال دوران تحصیل کار شناسی و کارشناسی ارشد در یکی از دانشگاههای معتبر شمال غرب کشور فارغ التحصیل شد (مدت تحصیل دوران کارشناسی، به طور معمول ۴ سال و کارشناسی ارشد دو سال است)، این به دست نمی آمد مگر اینکه مدیحه دولت را بگوید. وضعیت آموزش و علم در دانشگاهها وضع بدی داشت و در این راستا جناب دکتر معین وزیر محترم علوم طرح افزایش اختیارات وزارت علوم و حذف شورای عالی انقلاب فرهنگی را به مجلس ارائه داد. در حقیقت این طرحی نبود برای رشد و شکوفایی علمی، بلکه طرحی بود برای حذف نهاد شواری انقلاب فرهنگی تا راحت تر بتوانند افراد منسوب به خود را وارد کار کنند. و هنگامی که طرح او در مجلس تصویب شد و سپس البته توسط شورای نگهبان رد شد، باز هم مثل همیشه تهدید به استعفا کرد. و سالها بعد زمانی که باز عناصر همان تشکل قدیمی به همراه عده ای آشوب طلب دیگر وقایع ۱۸ تیر تهران و ۲۰ تیر تبریز را آفریدند او تهدید خود را عملی کرد واستعفا داد و رفت. معین رفت و بعد از رفتن او کسی- چه دانشجو و چه دولتی ها- دلش برای او تنگ نشد و بلکه بسیاری از تشکل ها و نهادهای سیاسی و اجتماعی رفتن او را تنها اقدام مثبتش در دوران خدمت وی دانستند! بالاخره دوره ی اصلاحات نیز برای جنبش به پایان رسید. بخشی از جنبش دانشجویی در زمان انتخابات سوم تیر ماه باز می خواست سرسپردگی کند که دیگر هم دانشجویان و هم مردم آنها را شناخته بودند و به خواسته شان وقعی ننهادند. انتخابات برای همه ویترینی بود از شعارهای مختلف، از آمریکا ستیزی احمدی نژاد تا مذاکره با آمریکای معین و از هوای تازه ی لاریجانی تا ۵۰ هزار تومان کروبی و … و خوشبختانه این بار جنبش راه خود را یافت. شعارها را با شعارهای ارزشی و انقلابی محک زد و آن چیزی را برگزید که نزدیکترین به انقلاب بود. آری جنبش بعد از سال ها نفس کشید و زنده

آقای دکتر ! بهتر است کاندیدا نشوی !

بسم الله

۳ تیر ، انقلابی برای انقلاب (۲)

آقای دکتر ! بهتر است کاندیدا نشوی !

گاهی وقت ها وقتی با فردی راجع به رئیس جمهور فعلی و کارها و فعالیت هایش و تلاشش برای رسیدن به آرمان ها و اهداف انقلاب بحث می کنم ، به این نتیجه می رسم که بهتر است برای دور بعد احمدی نژاد کاندیدا نشود . وقتی می شنوم که رئیس جمهورمان برای دفاع از ارزش ها مورد تهاجم بسیاری قرار می گیرد و بعد عده ای که دم از حزب اللهی بودن و ارزشی نوشتن می زنند نیز شروع به گله از گرانی سیب زمینی و چای و قند و … می کنند ، با خودم می گویم فردی مانند … به درد این ها می خورد تا بیاید و با عملیاتی کردن سیاست های سازشی قیمت چای را برایشان پایین بیاورد !!!

دیشب داشتم با یکی از بچه هایی کارشناسی ارشد رشته تاریخ که از قضا بسیار دم از ولایت و انقلاب می زند  ، صحبت می کردیم . بخش آخر مکالمه مان را یادم می آید .

سوال کردم که : ” حالا به نظر شما باید چگونه از دولت حمایت کرد ؟” و جواب ایشان بسیار شنیدنی بود !

گفتند : ” بهترین حمایت از دولت انتقاد از آن در حوزه های اقتصادی و … است ! “

گفتم : ” شما به قول خودتان ولایی ها که می خواهید از دولت انتقاد کنید ، از آن طرف دوستان دوم خردادی هم که دارند شبانه روز از دولت مردمی انتقاد می کنند ! پس بالاخره چه کسی باید از دولت حمایت کند ؟ “

گفتند : ” ببینید من کاری ندارم که دولت دور بعد رای می آورد یا خیر من انتقاد می کنم !! “

گفتم : ” انتقاد سازنده اتفاقاْ بسیار مطلوب است ، قطعاْ دولت در بخش های فرهنگی و … مشکلاتی را داشته ، اما سوال من این است که رسالت ما طی سال آینده که سال انتخابات است ، چیست ؟ “

گفتند : ” رسالت ما نقد است ! ”

گفتم : ” پس مگر شما دم از ولایی بودن نمی زنید ، چرا رهبری را در حمایت از دولت تنها گذاشته اید و نشسته اید بیرون گود و فقط می گویید رسالت ما انتقاد است ؟! “

گفتند : ” رهبری در شیراز از دولت انتقاد کرد ! “

گفتم : ” برادر من رهبری در شیراز  رسماً مام تلاشش را کرد که بحث گرانی ها و… را شفاف کند و با آوردن ۴ دلیل برای گرانی ، فقط ۱ دلیل آن را به مسوولان ربط داد و ۳ دلیل دیگر را مشکل اقتصاد جهانی و عدم صرفه جویی و … ذکر کردند . “

گفتند : ” من نمی دانم ! رهبری هم دولت را نقد می کند

گفتم : ” درست رهبری هم نقد می کند . اما شما طی ۳ سال اخیر ببین رهبری چقدر نقد کرده و چقدر حمایت ؟“

خلاصه بعد از کلی صحبت با این دوست عزیز ، به این نتیجه رسیدم که ” آقای دکتر ! بهتر است کاندیدا نشوی ”

مشکل مردم ما این است که چیزی را که داریم قدرش را نمی دانیم و بعد که رفت تازه می فهمیم که چه چیزی را از دست داده ایم . مگر شهید رجایی را کسی جز حضرت امام و معدود افرادی در کشور ، شناخت .

————————————————————————————

پ . ن

در همین رابطه بخوانید :

>>> 3 تیر ، انقلابی برای انقلاب (۱)

>>> 3 تیر ، انقلابی برای انقلاب

>>> راه روشن است تو چشمانت را باز کن !

 

عرصه اقتصاد ؛ عرصه جنگ با دولت

 بسم الله

۳ تیر ؛ انقلابی برای انقلاب (۱)

عرصه اقتصاد ؛ عرصه جنگ با دولت

اولین بحث پیرامون عملکرد دولت را عرصه اقتصادی انتخاب کردم ، از آن جهت که بهاقتصاد ظن بسیاری عملکرد اقتصادی دولت نقطه ضعف دولت نهم است اما با کمی بررسی دقیق تر شاهد خواهیم بود که شاید در بخش های جزیی با دست اندازی عناصر مخالف دولت برخی فشارها اقتصادی بر اقشار مختلف جامعه تحمیل شده باشد اما کلیت عملکرد اقتصادی دولت نهم نوید بخش آینده ای درخشان برای ایران اسلامی است . به طور کلی کارهای اقتصادی دولت به بجش های ذیل تقسیم می شود :

 

الف ) اصلاح سیستم بانکی کشور از طریق اقداماتی چون کاهش سود بانکی

متاسفانه بعد از گذشت ۳۰ سال از انقلاب اسلامی این مطلب مورد تایید همگان است که نظام بانکی ما با نظام بانکداری اسلامی هنوز فاصله دارد . هر چند که تلاش ها در جهت رسیدن به شیوه بانکداری اسلامی از ابتدا مورد توجه بوده است اما هنوز به هدف مطلوب دست نیافته ایم .

یکی از صحبت هایی که دکتر احمدی نژاد در شعارهای انتخاباتی خود تاکید ویژه ای بر آن داشتند ، بحث بانکداری اسلامی و حرکت در راستای رسیدن به آن بود . بحث کاهش سود بانکی ، حرکت به سمت بانک های قرض الحسنه ، اصلاح نظام بانکی در جهت پایه گذاری آن بر مبنا نظام مشارکت سود و سرمایه  و … که همگی در راستای سیاست های عملی کردن بانکداری اسلامی بوده است ، هر کدام طی چند سال اخیر در صدر برنامه های کاری دولت نهم قرار داشته است . هر چند که این مباحث در بدو کار با مخالفت هایی از جانب مخالفین روبه رو شد اما با توجه به پشتوانه کارشناسی که هر کدام از این تصمیمات داشتند هر یک از آن ها در مقاطع زمانی خاص خود به اجرا درآمده اند و مخالفین این اقدامات نیز از آن جا که مخالفتشان صرفاً از سر هوچی گری و تخریب دولت صورت می گرفت و فاقد پشتوانه کارشناسی بود ، نتوانستند که تاثیری در عزم دولت در اجرای این سیاست ها داشته باشند . بانک قرض الحسنه مهر ایران با بیش از ۲۰۰۰ شعبه در سطح کشور فعالیت خود را آغاز کرده است و  برکات آن در بحث وام های زودبازده اشتغال زا و همچنین در بحث ازدواج جوانان در جامعه به خوبی قابل مشاهده است .

ب) صادرات و واردات

طبق آماری که چند شب پیش روی تلکس خبری رسانه ها رفت دولت نهم در بخش صادرات غیرنفتی فراتر از برنامه چهارم توسعه عمل کرده  و در این عرصه پیشرفت های چشم گیری داشته است . به طوری که صادرات غیرنفتی کشور در سال ۸۶ با رسیدن به بیش از ۱۵ میلیار دلار از رشد بسیار چشم گیری برخوردار بوده است . بخش واردات نیز ما با رشد منفی واردات در طول دوره ۳ ساله ریاست جمهوری دکنر احمدی نژاد روبه رو بوده ایم . به طوری که سطح واردات از ۳۳ درصد رشد در سال ۸۳ نسبت به سال قبل به ۴٫۱ درصد رشد در سال ۸۵ رسید که نشان از سیاست های مناسب دولت در راستای واردات کالا بوده است . نکته قابل توجه در بحث واردات نیز این است که بر اساس آمار اداره گمرک ایران بیش از ۶۰ درصد واردات مربوط به کالاها و مواد اولیه بوده است . که این امر خبر از رشد تولید در کشور و به حرکت در امدن چرخه تولید در میهن اسلامی می دهد .

ج) تورم :

بحث تورم در دولت نهم از بحث های جنجال آفرین به خصوص در ماه های اخیر بوده است . به طوری که به گزارش بانک مرکزی نرخ تورم در اردیبهشت ماه سال جاری ، نسبت به همین ماه در سال قبل به حدود ۲۰ درصد رشد رسیده است . به هر صورت چنین نرخ تورمی به نسبت سال های قبلی کار دولت نهم ، نرخ بالایی محسوب می شود . قبل از  بررسی دلایل ایجاد چنین تورمی  ، اشاره ای کوتاه به نرخ تورم در سال های ۸۱ تا ۸۵ و همچنین میانگین نرخ تورم در دولت ۸ ساله اصلاخات و دولت ۸ ساله سازندگی خالی از لطف نخواهد بود . نرخ تورم از سال ۸۱ تا ۸۵ به ترتیب ۱۵٫۷ ، ۱۵٫۷ ، ۱۲٫۵ ، ۱۵٫۲ ، ۱۳٫۶ بوده است . در طول دوره ۸ ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی میانگین نرخ تورم ۱۵٫۸ بوده است و جالب این که در یک سال این نرخ به ۲۵٫۳ درصد رسیده است .(ر.ک سخنرانی رئیس جمهور مکتبی دکتر احمدی نژاد در گزارش به مردم ) در دولت سازندگی جناب هاشمی رفسنجانی نیز میانگین نره تورم ۸ ساله به حدود ۲۵ درصد می رسد . پس همانطور که می بینیم نرخ تورم ۲۰ درصد برای سیستم اقتصادی کشور ما که در مسیر رشد قرار دارد ، چیز تازه ای نیست . ولی متاسفانه جمعی از مخالفان دولت که فقط به دنبال تخریب دولت دکتر احمدی نژاد هستند ، این نرخ را به قولی در بوق کرده اند هر از چندگاهی با ارائه تحلیل های غلط اقتصادی سعی در تشویش اذهان عمومی و دروغ پردازی علیه دولت منتخب دارند .

اما در بررسی علل افزایش تورم کارشناسان دلایل مختلفی را بیان داشته اند ، از جمله بحث افزایش نقدینگی . به قول رئیس جمهور بحث نفدینگی همانند شمشیر دولبه است . بله ! دقیقاً همین طور است . از یک طرف بالا بردن سطح تولید و قرار دادن کشور در مسیر توسعه و پیشرفت نیازمند تزریق نقدینگی در جامعه است و از طرف دیگر نقدینگی اگر از کنترل خارج شود از عوامل مهم افزایش تورم به حساب می آید . آن چه که مشخص است این است که باید با کنترل نقدینگی هم چرخه اقتصاد را فعال و پویا نگه داشت و هم تا حد امکان مانع رشد تورم شد که البته دولت در این راستا نیز با انجام فعالیت های چون توزیع اوراق مشارکت ، کاهش هزینه های جاری دولت ، فعال کردن بازار بورس و … سعی در کنترل نقدینگی در بازار کرده است .

 در افزایش تورم یک عامل مهم را نباید نادیده گرفت . عاملی که به راحتی برای مردم قابل درک است و آن ایجاد تورم کاذب در جامعه است . همین بحث چای و قند و شکر از نمونه های بارز ایجاد تورم کاذب در جامعه است . من خودم با توجه به ارتباطی که با بخش بازرگانی در یکی از شهرستان ها داشتم این امر برایم کاملاً مسجل شده است که بحث شایعه پراکنی چگونه می تواند باعث بالا رفتن قیمت ها و تورم شود . چای به فراوانی در انبارها موجود است و فقط یک شایعه باعث هجوم مردم به مغازه ها برای خرید چای می شود . دلالان هم که مترصد چنین فرصت هایی هستند قیمت ها را لحظه به لحظه بالا می برند . البته خوشبختانه این بحران چای و قند و شکر به همت وزارت بازرگانی تا حد زیادی خنثی شد .

            >>> دولت نهم فعالیت های اقتصادی متعددی داشته است همانند : اصلاح روش بودجه نویسی در کشور ، توزیع سهام عدالت ، کنترل مصرف سوخت از طریق اجرای سهمیه بندی که به جرات می توان گفتا که کمتر دولتی جرات اجرای چنین طرحی را داشته استو شجاعت دولت در اجرای این طرح ستودنی است ، اجرای سیاست های اصل ۴۴ و … که بررسی آن ها مجالی دیگر را می طلبد . اما آن چه در عملکرد اقتصادی دولت نهم طی ۳ سال اخیر می توان بدان اشاره داشت این است که متاسفانه سنگ اندازی در مسیر حرکت اقتصادی دولت نهم بسیار است . اما از طرفی خوشبختانه دولت دکتر احمدی نژاد با اجرای کارهای بنیادی اقتصادی در کشور مسیر خود را به پیش می رود و قطعاً تلاش معاندان و مخالفان که هرازچند گاهی با اقداماتی مافیایی باعث ایجاد تشنج در بازار و دل آزردگی مردم می شوند ، راه به جایی نخواهد برد .

—————————————————————————————————–

پ . ن

در همین رابطه بخوانید :

>>>> 3  تیر ، انقلابی برای انقلاب