استراحت

بسم الله

فکر می کنم ۳ ماه کار در حوزه وبلاگ نویسی ، چند روزی استراحت لازم دارد . اصلاْ چرا نمایندگان مجلس تعطیلات تابستانی می روند که ان وقت رئیس جمهور هم مجبور می شود نامه بنویسد به رهبری که مدت سرپرستی وزیر اقتصاد را تمدید کند . ما مگر چیمان از نمایندگان مجلس کمتر است ؟! ما هم چند روزی به استراحت می رویم . شاید هم بیشتر از چند روز . شاید هم چند ماه . کسی چه می داند !! اما آن چه مسلم است حداقل ۳ یا ۴ روز آینده را نخواهم بود .

یا علی …

بی وتن (۱)

- حالا چرا آقا ارمیا سه شنبه ها قدم
رنجه می فرمایند ؟

از یک
دنیای دیگر برای ما زبان درآورده است . آداب دان شده است . ” قدم رنجه می
فرمایند !” شاید از این راه نماها یاد گرفته اما پنداری یادش رفته است … آن
شب ها که می رفت و دست شویی های صحرایی را می شست و پانصد و هفتاد و دو قدم بلند
پیاده راه می رفت تا لب نهر برسد و آن جا آفتابه ها را پر می کرد و می آورد که
مبادا کسی آب آشامیدنی تانکر را حرام کند ، آن زمان ها قدم رنجه نمی فرمودند !
وقتی پوتین ها را جفت می کرد و کنار سنگر می گذاشت ، این قدر آدم حسابی نبود …

-
داداش یواش ! گردن ما نگذار همه چیز را ! کی من پوتین های تو را جفت کردم ؟ حکماً
کرامت داشته ای ، کفش هایت جلو پات جفت می شده …

آیا انقلاب چهارم در راه است ؟

« مواضع ایران همواره روشن بوده و همواره تاکید کرده‌ایم که جز
رژیم صهیونیستی با همه کشورها در شرایط عادلانه، برابر و احترام‌آمیز گفتگو می‌کنیم.
ما با عمل آنها و تجاوزگری آنها مخالف هستیم.

در خصوص
دفتر حافظ منافع نیز هنوز درخواست رسمی ارائه نکرده‌اند و اگر درخواستی ارائه دهند
با نگاه مثبت به آن می‌نگریم. ما از اینکه مردم دیگر کشورها به ایران بیایند یا مردم
ایران به کشورهای دیگر بروند نگران نیستیم زیرا مردم ایران هرکجا که هستند محکم و هویت
دار هستند.
»

این
سخنان دکتر محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور ایران اسلامی ، این روزها واکنش های
مختلفی را دربین محافل خبری داخل و خارج از کشور داشته است .

۲۴
ژوئن ۲۰۰۸ ( ۴ تیر ۱۳۸۷ ) خبرگزاری اسوشیتد
پرس
خبری را از قول یکی از دیپلما
ت های آمریکایی که خواسته بود «نامش فاش نشود»
، روی تلکس خبری خود فرستاد ، با این مضمون که ب
ه زودی «دفتر حافظ منافع امریکا»
در تهران راه اندازی خواهد شد . دو روز قبل از انتشار این خبر اما روزنامه واشنگتن
پست در مقاله
ای
به بررسی روابط دیپلماتیک تهران – واشنگتن پرداخته بود . این روزنامه به
نقل از یک تحلیلگر می نوسد :

« این
اقدام (بازگشایی دفتر حافظ منافع در تهران ) به آمریکا اجازه می دهد که به جوان ها
دسترسی داشته باشد ، با مخالفین ارتباط داشته باشد و این ها چیزی است که رژیم
ایران به آن ها علاقه ندارد
»

اما پس
از انتشار خبر از جانب خبرگزاری های خارجی ، خبرگزاری های داخلی نیز به تکاپو
افتادند و سعی کردند که صحت ماجرا را از جانب افراد مطلع جویا شوند . همان روز (۴
تیر) خبرگزاری فارس با انتشار خبری از جانب یک «م
نبعرایس
آگاه» در وزارت خارجه ، ایده افتتاح دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران را رسانه ای
خواند . اما در همان حال
کاندولیزا رایس در پاسخ به خبرنگار آسوشیتد پرس ، این خبر
را نه تایید و نه تکذیب کرد :

« ما
می دانیم که بعضی وقت ها برای ایرانی ها سخت است که به دبی بروند … ما می خواهیم
که ایرانیان بیشتری از ایالات متحده دیدار کنند … ما مصمم هستیم که به مردم
ایران دسترسی پیدا کنیم
»

این
جملات بویی از توطئه می دهند . در همین حال دکتر علی لاریجانی ، این مرد سیاسی
ایران که سبک گفتار او همیشه هر علاقه مند به سیاستی را مجذوب خود می کند ، در
حاشیه مراسم جامعه مهندسین ایران خبر تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران را «شایعه ای
فریبکارانه
» خواند . با گذشت زمان تحلیل ها و
نظرات متفاوت روی این ماجرا بالا گرفت و هر کس از دیدگاهی این موضوع را مورد
ارزیابی قرار داد . برخی مخالفت ها از جانب
جریان های دانشجویی با احتمال وقوع این اقدام صورت گرفت . برخی از محافل تندروی داخلی
نیز هرگونه اقدامی را برای پیشبرد این امر ، مذموم دانسته و تهدید کردند که در
صورت تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران ، بار دیگر آن را «تسخیر» خواهند کرد
!

اما سخنان اخیر رئیس
جمهور و انتشار
خبر روزنامه گاردین
مبنی بر افتتاح دفتر حافظ منافع تا یک ماه آینده ، سبب شده
است که به طور جدی تری هدف از تاسیس این دفتر مورد توجه ایرانیان قرار گیرد .

«انقلاب
دوم
» را هیچ کس فراموش نکرده است . ۱۳ آبان ۱۳۵۸ هـ.ش . روزی که مردم ایران نشان
دادند که حتی اگر دولت از صحنه خارج شود ، مردم به فرمان رهبر خود آماده هر گونه
فداکاری در راه اسلام و انقلاب خواهند بود . دولت لیبرال و سکولار مهدی بازرگان ،
آن روزها از در «سازش» با آمریکایی ها بیرون آمده بود و با خارج کردن مردم از صحنه
انقلاب راه را برای مستشاران آمریکایی باز گذاشته بود که هر کاری را که می خواهند
بکنند . سفارت آمریکا که همواره آثار اقداماتش در درگیریهای قومیتی و سیاسی کشور
دیده می شد ، آن روز با آرامش کامل به «تفرقه افکنی» های خود بین ایرانیان مشغول
بود . اما با هوشیاری دانشجویان پیرو خط امام و دانش آموزان انقلابی این لانه جاسوسی
تسخیر شد و بار دیگر انقلابی را برای ملت ایران رقم خورد .

غرض از
این بازخوانی تاریخی ، انجام مقایسه ای بین شرایط آن روز و امروز ایران اسلامی است
. آبان ماه ۵۸ زمانی بود که نیروهای انقلاب هنوز نظام سیاسی کشور را ساماندهی
نکرده بودند . دولت موقت مهندس بازرگان وظیفه آماده سازی شرایط برای تشکیل دولت
مردمی را بر عهده داشت . وظیفه ای که تسخیر لانه جاسوسی نشان داد که در توان دولت
بازرگان نیست و پس از آن بود که بازرگان استعفا کرد و استعفایش مورد پذیرش حضرت
امام (ره) قرار گرفت . در سال ۵۸ هنوز مشکلات بسیاری بر سر راه انقلاب اول
قرار داشت . «جنبش های استقلال طلب» در کردستان و بعضاًٌ در آذربایجان ، عملیات
های مختلف نیروهای منافقین در کشور ، حملات بین المللی به کشور و … که همگی از
جانب «سفارت آمریکا» در ایران سازماندهی و هدایت می شد . سیاست خارجی ایران هنوز
شکل نگرفته بود . سفرهای خارجی مسئولان در پایین ترین حد ممکن بود و همه نیروها در
تلاش برای «ساماندهی» شرایط داخلی بودند .

امروز اما
پس از گذشت حدود ۳۰ سال از آن ماجرا ، انقلاب اسلامی در شرایطی بسیار «برتر» از آن
زمان قرار دارد . امروز ایران به عنوان بزرگترین قدرت منطقه ای و حتی شاید از قدرت
های برتر جهان مطرح است . شرایط سیاسی داخلی در وضعیتی مطلوب و عادی قرار دارد .
سیاست خارجی ایران ، فعال ترین روزهای خود را در طول تاریخ ۳۰ ساله انقلاب سپری می
کند . روابط کشور با بسیاری از ملل دنیا در شرایط مطلوب قرار دارد . فتنه اختلاف
های قومیتی و سیاسی تا حد زیادی برطرف شده است و شاید به صفر رسیده است . سیستم
های اطلاعاتی و امنیتی و نظامی ایران در منطقه حرف اول را می زند . بسیاری از
اقدامات در عراق و افغانستان و سایر
احمدی نژاد نقاط دنیا با هدایت ایران است که اتفاق می
افتند . دولتی که امروز قدرت عمل را در ایران به دست دارد ، دولتی
انقلابی ، مردمی
، ولایتمدار ، خدمتگذار و پایبند به اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی است . دولتی
که به جرات می توان گفت که انقلاب سوم را برای ایران رقم زده است . این ها
همه به علاوه بسیاری از برتری های ایران حاضر نشان از آن دارد که شرایط امروز
ایران با شرایط آبان ماه ۵۸ ، بسیار متفاوت است .  در واقع می توان این نتیجه را گرفت که اگر روزی
آمریکایی ها پایشان به ایران باز شود نه تنها «نمی توانند» همانند اوایل انقلاب در
صدد اختلاف افکنی در داخل برآیند ، بلکه به ابزاری در دست ایران برای پیشبرد
اهدافش تبدیل خواهند شد .

اما
چرا رئیس جمهور ایران اسلامی که همواره مشی ضداستکباری و ظلم ستیزی اش برای
جهانیان به اثبات رسیده است ، در پاسخ به سوال خبرنگار سیمای جمهوری اسلامی چنین
پاسخ می دهد ؟ تحلیل هایی که پس از انتشار خبر تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا ، از
طرف تحلیلگران ، به ویژه تحلیل گران غربی ، منتشر شده است به خوبی دلیل چنین پاسخی
را از جانب رئیس جمهوری ایران اسلامی بیان می دارد . همان گونه که در بالا یکی از
تحلیل های غربی ها را که در روزنامه واشنگتن پست آورده بودم ، می توان دریافت که
در واقع آمریکایی ها با این اقدام تبلیغاتی قصد داشتند که بار دیگر ایران را «مقصر»
جلوه دهند . به طوری که پس از انتشار این خبر منتظر مخالفت های مسئولین ایرانی با
این اتفاق و بعد از آن ادامه جنگ رسانه ای از جانب خودشان را داشتند . قطعاً اگر
رئیس جمهور هر پاسخ دیگری را به این سوال می داد ، رسانه های غربی خود را به قولی
خفه می کردند که ببینید این ایران است که مخالف عادی سازی روابط است . اما پاسخ
هوشمندانه و حساب شده و «برنامه ریزی شده» رئیس جهور مردمی و پس از آن فرمایشات
رهبر معظم انقلاب مبنی بر موافق بودن ایران با مذاکره اما در شرایط عادلانه با هر دولتی
به جز رژیم صهیونیستی ، باعث شد که تمامی برنامه ها و استراتژی آمریکایی ها و
رسانه هایشان در این باره نقش بر آب شود .

حال
اگر موضوع افتتاح دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران جدی شود ( آن گونه که از لحن
طرفین بر می آید به زودی این اتفاق حادث خواهد شد
) باید چند نکته مورد توجه
مسئولان کشور قرار گیرد . همانطوری که از جملات کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه
ایالات متحده بر می آید ، هدف از تاسیس این دفتر هدفی خیرخواهانه و درست نخواهد
بود اما مقابله با این هدف نه با جلوگیری از تاسیس دفتر بلکه با «کنترل و هدایت»
آن به نحوی که مورد نظر است حاصل می شود . در این میان اما باید مراقب طیفی از
عناصر معلوم الحال و «خود فروخته» داخلی که خطر آنها بیش از صدها دفتر و سفارت
آمریکا است ، بود . طیفی که همواره منتظر چنین فرصتی بوده اند و این روزها با
اعلام خبر احتمال تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران ، از خوشحالی
در پوست خود نمی گنجند . اما اینان باید بدانند که همان دانشجویان و دانش آموزانی
که آن روز سفارت آمریکا را تسخیر کرده اند ، امروز اگر نیاز باشد لانه جاسوسی عناصر
داخلی آمریکایی ها را نیز تسخیر خواهند کرد .

پ . ن
:

- این وسط این هوشنگ
امیراحمدی هم هست ! بنده خدا فکر کرده خیلی مهم است . توهم مهم بودن زده است !