مقدمه
:
این
چند روز را که ما نبودیم خیل عظیمی از احوال پرسی های دوستان ما را شگفت زده کرده
است ! تعداد کامنت های پست قبلی شاهد این مدعای من است ! بگذریم که اگر بخواهم به
این حرف ها بپردازم دردهایی از این سبک بسیار است .
می
خواهیم کمی در مورد فضای انتخاباتی و چیدمان چهره ها طی چند روز و هفته گذشته صحبت
کنیم . هر چند که شاید با وجود حدود یک سال فاصله تا انتخابات اندکی نظر دادن در
این مورد سخت باشد اما به هر حال باید از حالا خود را برای هر نوع شرایطی آماده
کرد و همه احتمالات را بررسی کرد .
به کدامین
سو رهین خواهند شد ؟
فضای «انتخابات»
ریاست جمهوری کم کم دارد فضای سیاسی کشور را در اختیار خود می گیرد و تقریباً
تمامی چهره ها یا به قولی رجل سیاسی کشور تحرکات خود را برای دهمین دوره انتخابات
ریاست جمهوری آغاز کرده اند . در ابتدا به بررسی وضعیت طیف «تجدیدنظرطلب» یا در
اصطلاح «اصلاحطلبان» می پردازیم . هر وقت که نامی از اصلاحات به میان می آید به
صورت کاملاً ناخودآگاه چهره یک نفر با ر
یش هایی سفید و سیاه در ذهن انسان نقش می
بندد . همان که روزی در انظار عمومی و روزهای قبل از انتخابات دور هشتم ریاست
جمهوری گفت : « منظور پیامبر از کلمه مولا در جمله ((من کنت مولاه و هذا علی
مولاه)) همان معنی دوستی و محبت است ! » (نقل به مضمون) و این همان چیزی است
که برادران اهل سنت به آن اعتقاد راسخ دارند . همان فردی که لایحه ای با نام «لوایح
دوقلو» را به مجلس پیشنهاد داد . همان فردی که «کاهش اختیارات رهبری» را به وضوح
بیان می کرد . بگذریم . پرداختن به این حرف ها خود مجال دیگری می طلبد . اما همان
طور که احتمالا حدس زده اید این چهره کسی نیست جز «سید محمد خاتمی» . رئیس جمهور
دو دوره سابق ریاست جمهوری که در بین دول غربی شخصی محبوب و دوست داشتنی بود .
آقای خاتمی از همان روزهای نخست پایان دوره ریاست جمهوری خویش با اعلام این که
دیگر خسته شده است و بازنشسته ، در واقع استارت کار انتخاباتی برای دور بعد ریاست
جمهوری را زده بود . ایشان که از «مشاورانی» همچون سعید حجاریان ، عبدالکریم سروش
، رمضان زاده ، تاجزاده ، خانم کولایی و … بهره می برد و در بین روزنامه های
زنجیره ای و اصحاب رسانه های تجدید نظر طلب نیز ، افرادی چون محمد قوچانی ، عباس
عبدی و … از محبوبیت بسیاری برخوردار است ، از همان روزهای نخست پایان ریاست جمهوری خویش
با نظر مشاوران خود به صورت «مداوم» در سفر به نقاط مختلف جهان است . که البته سفر
به «ایتالیا» ایشان از معروف ترین آن هاست . چهره های تجدیدنظر طلب که به گفته رئیس جمهور
آمریکا هیچ دوستی بهتر از «آمریکا» را ندارند ، با طرح یک پروژه ۴ ساله ، برنامه
مدونی را برای تخریب احمدی نژاد و سوق دادن مردم به سمت «منجی» که باید بیاید و آن
ها را از این همه گرانی و تهدید و ترس و سرما و … نجات دهد ، سعی کردند که آن
منجی را آقای خاتمی نشان دهند . همان طور که می بینیم این روزها این بخش از پروژه
در نقطه اوج خود قرار دارد . روزنامه اعتماد طی یک هفته ۳ مصاحبه با چهره های
برجسته سیاسی کشور داشت که هر کدام از آن ها با القای این که فضای کشور «بحرانی»
است ( یک
نمونه ) و نیاز به منجی است سعی در معرفی منجی خود داشته اند ! اما نکته ای که
شاید بسیاری از اصلاح طلبان را دچار ترس کرده است «عدم توافق» روی آقای خاتمی است
. چنان که آقای مرعشی ، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی ، در آخرین مصاحبه خود مشی
همیشگی خود را حفظ کرده است و با صحبت هایی «دو پهلو» نشان داد که روی کارگزاران
نمی توان خیلی حساب کرد . چرا که آن ها به سمتی می روند که باد آن ها را با خود
ببرد . این مصاحبه به نحوی دوپهلو بود که کیهان از آن عدم حمایت کارگزارن از
خاتمی و اعتماد از آن حمایت کارگزاران
از خاتمی را برداشت کرد (!)طبق این اصل فلسفی که جز بدیهیات اولیه است : اجتماع
نقیضین محال است . اما ما که متوجه نمی شویم که برادران ما در حزب کارگزاران
سازندگی چگونه همیشه این اصل بدیهی را زیر سوال می برند ! از طرف دیگر از
کارگزاران که عبور کنیم به حزب سرسخت «اعتماد ملی» می رسیم . حزبی که هر چه عناصر
درون آن سعی در کنار
گذاشتن رئیسش کرده اند نتوانسته اند آن را از صحنه بیرون کنند
. اقداماتی که برخی از «اعضا»ی حزب اعتماد ملی طی سال های اخیر برای حذف آقای «کروبی»
کرده اند ، همانند چاپ مقاله «آواز دلفین ها» و یا آن نوشته سخیف «چند سوال از
رئیس جمهور» ، همگی را می توان در راستای «حذف» آقای کروبی از صحنه انتخابات و یا
حداقل «تضعیف» ایشان ، تحلیل کرد . اما این اقدامات همچنان بی اثر بوده . به طوری
که آقای کروبی در مصاحبه اخیرشان با اعتماد ضمن اعلام شرایط بحرانی در کشور ،
تاکید کردند که « خاتمی عضو حزب من شود تا از او حمایت کنیم » و همچنین این
نکته را یادآور شدند که « اعتماد ملی حتماً نامزد درون حزبی خواهد داشت . »
و البته آن نامزد درون حزبی قطعاً کسی نخواهد بود جز خود ایشان چرا که اعتماد ملی
چهره دیگری را نخواهد داشت که به میدان آورد .
همان
طور که دیدیم با تمام اقداماتی که تجدیدنظرطلبان برای انتخابات دهم پیش بینی کرده
اند اما اختلاف در بین آن ها امری اجتناب ناپذیر است . حتی در صورتی که آقای خاتمی
کاندیدا شوند اما همچنان اعتماد ملی و کارگزاران افراد خود را برخواهند گزید .
نتیجه ای که گرفته می شود این است که با شرایط کنونی و اوضاع فعلی کشور این که
چهره ای از تجدیدنظرطلبان توان رقابت و رای آوردن در ریاست جمهوری دهم را داشته
باشد بسیار بعید به نظر می رسد . هر چند که نباید از آن ها غافل بود .
اما به
سراغ طیف دیگری که مواضعشان «علی الظاهر» در جهت موضع «انقلاب» است می رویم . طیف
که به هر جهت و چه بخواهیم و چه نخواهیم با نام «اصولگرا» در بین عموم مردم شناخته
شده اند . اوضاع در این سمت بسیار پیچیده تر از طیف تجدیدنظرطلبان است . از آن جهت
که بروز اختلاف در بین اصولگرایان «ضربات جبران ناپذیر»ی را به بدنه کشور وارد
خواهد کرد . امری که تا کنون به نظر می رسد که در شرف وقوع است . بهتر است ببینیم
که در ابتدا چه کسی در این میان دارد نقش اصلی را بازی می کند ؟
« معظم له در ابتدای فعالیت دولت نهم از ما خواستند مدتی با این
دولت مدارا کنیم، می توانیم بگوییم این مدت تمام شده است. »
این
جملات ، سخنانی بود که در مشهد مقدس و از زبان سردار سازندگی ، آقای «هاشمی» ،
شنیده شد . و البته دیری نپایید که به صورت کاملاً اتفاقی به تیتر اول چندین
روزنامه داخلی در آمد . آیا از این سخنان چیزی جز «اعلان جنگ» با دولت نهمی که
مقام معظم رهبری بارها از آن «حمایت» کرده است ، برداشت می شود ؟ دولتی که مجلس
هشتم به توصیه «رهبر انقلاب» وظیفه همکاری و سهولت کار را برای آن بر عهده دارد . آقای
هاشمی آن طور که از شرایط و اوضاع و احوال بر می اید در حال پیریزی یک «سناریوی
پیچیده» برای انتخابات ریاست جمهوری است. آن چه که مشخص است ایشان دیگر پا به عرصه
انتخابات نخواهد گذاشت اما این باعث نخواهد شد که کاملاً کنار بکشند و کاری با این
برنامه ها نداشته باشند . بهترین حالت برای آقای هاشمی این است که «مهره»
ای را که دوست دارد به کرسی ریاست جمهوری بنشاند . اما قطعاً این
چهره نمی تواند
از میان اصلاحطلبان باشد . آن ها در انتخابات مجلس هفتم و شوراها و مجلس هشتم و
ریاست جمهوری نهم امتحان خود را پس داده اند . بنابراین باید شخصی به ظاهر اصول
گرا را در مقابل احمدی نژاد قرار داد . این چهره کیست ؟ باید بیشتر فضا را «رصد»
کرد . این را یکی از بزرگان می گفت که شاید بتوان وزیر کشور شدن «کردان» را با
این جریان پیوند داد . شاید شما حدس زده باشید که این فرد کیست . من هم حدس خودم
را زده ام و البته با برخی از دوستان در میان گذاشته ام . اما بهتر می دانم که به
جای این که نام آن فرد را در اینجا ببرم این فرصت را به شما بدهم که حدس خودتان را
بزنید . فقط باید این نکته را مد نظر داشت که حرکات آقای هاشمی طی این یکسال بسیار
دیدنی و کمک کننده در «شناختن» فرد مورد نظر خواهد بود .
پ . ن :
- در
مورد شرایط اصولگرایان بیشتر خواهم نوشت . حدود ۱۵ روز فرصت دارم که خوب به
موضوعات بپردازم .

ا آمریکا طالبن را تروریست نمی خواند ؟ اما به هر حال حالا همه متفقند که طالبان گروهی تروریستی است . اما سوال اینجاست که تفاوت اقدامات طالبان با اقداماتی که گروهک منافقین در ایران به اجرا گذاشته است در چیست ؟ مگر نه ان است که همین انفجارهایی را که بسیاری طالبان را مقصر آن ها می دانند و باعث کشتار بسیاری از بیگناهان می شود ، در ایران و توسط گروهک منافقین به وقوع نپیوسته است ؟ مگر نه این است که رئیس جمهور یک دولت که مورد پذیرش تمامی ملل دنیاست توسط این گروهک به شهادت رسیده است ؟ اما منافقین تروریست نیستند و از لیست گروه های تروریستی خارج می شوند و طالبان همچنان تروریست است .
لغب داده اند ، طفل حرامزاده ای به نام اسرائیل را در کتاب دولت یهود خود پس انداخت ، شاید می دانست که برای تشکیل دولت یهود باید یک دولت بر مبنای ترور و کشتار را تشکیل دهد و البته این آرزوی آن پیر خبیث ۴۶ سال پس از نگاشتن کتاب دولت یهود ، یعنی در سال ۱۹۴۸ میلادی به تحقق پیوست . تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی از همان ابتدا مورد حمایت قاطع نظام استکبار و استعمار پیر قرار گرفت . این حمایت را می توان در اعلامیه دارفور که توسط دولت بریتانیا در سال ۱۹۱۶ میلادی منتشر شد و پس از آن مهر تاییدی که نمایند آمریکا در پای آن زد ، مشاهده کرد . از بدو تشکیل رژیم صهیونیستی تا کنون شاهد هستیم که بزرگترین جنایات ضد بشری توسط این رژیم خود ساخته در حال اجرا است اما دول غربی تنها به نظاره ایستاده اند و البته این بهترین حالت است در قیاس با این که شاید برخی دولت های غربی از اقدامات رژیم صهیونیستی به شدت حمایت کرده اند . آمار و ریز ترورهایی که رژیم صهیونیستی طی سالهای اخیر انجام داده است را می توانید