سردار خيبر ، حاج محمد ابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله كه در سن 27 سالگي به شهادت رسيد . جزيره مجنون محل شهادت اين شهيد بزرگوار است . جزيره اي كه طعم خون بسياري از مجنونان را چشيده است .
--------------------------------
درباره شهيد همت بخوانيد :
حاج همت
وبلاگي درباره حاج همت
  • رایانامه خود را وارد کنید تا از آخرین یادداشت های یک فنجان فکر از طریق پست الکترونیک آگاه شوید.

    Free counter and web stats
  • » شاید نامه ای سرگشاده !

    طی یکی دو ماه گذشته صحبت روی طرح تحول اقتصادی بسیار بوده است . این طرح تقریباً در مراحل اجرایی قرار گفته است . اقتصاد ایران ، اقتصادی بیمار و کم بازده است . این را همه بزرگان اقتصادی کشور اذعان دارند . بر پایه این نظریه نیاز به ایجاد تحول و بومی سازی ساختار اقتصاد کشور امری ضروری و اجتناب ناپذیر است . در کنار این موضوع شاهد آن بودیم که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی همانند همیشه با درایت و ذکاوت ویژه ای ، امسال را سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری کردند . این نامگزاری از همان آغاز سال نوید تحولاتی شگرف و بنیادی در عرصه های مختلف به ویژه عرصه اقتصاد کلان کشور را می داد . حضرت آقا به کرات تاکید کرده بودند که برای ساماندهی به اقتصاد کشور باید مدل اقتصاد بومی برای کشور طراحی شود و البته این آغازی بود برای روند برنامه ریزی دولت ولایی نهم که همانند همیشه در پیروی از فرامین رهبر معظم انقلاب پیشقدم باشد و دست به طراحی یک پروژه عظیم با نام طرح تحول اقتصادی ، بزند .

     

    اما غرض از نوشتن این مطلب دفاع از طرح تحول اقتصادی نیست که این خود نیازمند اطلاعات و آگاهی های بیشتر نگارنده در اینباره می باشد . هر چند که رای اعتماد قاطع نمایندگان مجلس به وزارت حسینی را شاید بتوان مهر تاییدی بر طرح تحول اقتصادی دانست . اما در اینجا می خواهم به چیز دیگری بپردازم .

     

    دوران هشت ساله اصلاحات (!) را هنوز کسی فراموش نکرده است . آن زمان که سیاست « فشار از پایین ، چانه زنی از بالا » ی سعید حجاریان به عنوان پایه سیاست های داخلی دولت قرار داشت . سوال اینجاست که چگونه فشار از پایین به مرحله اجرا در می آمد ؟ آیا عامه مردم سیاست های دولت را مورد تایید قرار می دادند تا « فشار از پایین » تحقق یابد ؟ یا این که طیف هدفی برای سیاستمداران دولت اصلاحات تعریف شده بود و همواره آنها مورد تحریک واقع می شدند ؟ قطعاْ همه می دانیم که آن دوران از دانشجو و بدنه دانشجویی کشور به عنوان اهرمی برای فشار بر نظام استفاده می شد . روزهایی را که دولت کمتر کاری را بدون هماهنگی با دانشجویان حامی خود انجام می داد هنوز به خاطر داریم . همین نحوه عملکرد بود که سبب شده است که امروز نیز تنها امید اصلاحات به طیف دانشجویان باشد .

     

    اما امروز که ۳ سال از عمر دولت نهم ، که شعار دولت هفتاد میلیونی را سرلوحه کار خود قرر داده بود ، می گذرد و متاسفانه ما شاهد آن هستیم که دولت نهم هنوز نتوانسته است به تعاملی پایدار با دانشجویان دست یابد . دولت نهم متاسفانه هدفگذاری خود را در بدنه دانشجویان کشور اشتباه انجام داده است .

     

    طی روزهای اخیر اکثر فعالان دانشجویی قطعاً از برگزاری نشست سالانه جامعه اسلامی دانشجویان آگاهی پیدا کرده اند . دولت نهم بیشترین توان خود برای برقرای ارتباط با دانشجویان روی جامعه اسلامی متمرکز کرده است . و به نظر می رسد که در این انتخاب اشتباه کرده است . البته اگر دولت نهم نیز همانند دولت های قبل که با حمایت های بی دریغ از انجمن های اسلامی دانشجویان ، سبب شده اند که هدف اصلی انجمن به فراموشی سپرده شود و انجمن اسلامی در دانشگاهها به نماد عملکرد ضد ارزشی و ضد اسلامی بدل شود ، به ایجاد جای پایی برای خود در دانشگاهها می گردد ، بحث دیگری است . اما با توجه به مشی انقلابی و ارزش گرایانه ای که از دولت نهم ، دولت اسلامی نهم ، دیده ایم چنین فکری بسیار دور از ذهن و شاید غیر ممکن است . به عنوان دانشجوی یکی از دانشگاههای بزرگ کشور عرض می کنم که اگر دولت نهم به دنبال جریان سازی در دانشگاههاست ، این کار در توان جامعه اسلامی نیست . یکی از اصلی ترین مراکز جامعه اسلامی در کشور ، جامعه اسلامی دانشگاه ماست . اگر من در این دانشگاه هستم ، حرف من را بپذیرید که توان تاثیر گذاری و جریان سازی توسط این دفتر در دانشگاه در حد انتخابات سال آینده نخواهد بود .

     

    آن چه که مشخص است این است که دولت نهم ۳ سال از عمر خود را در دانشگاهها به فرصت سوزی پرداخته است . همین طرح تحول اقتصادی نمونه ای از این فرصت سوزی است . اگر بناست که دانشجویان به دفاع از عملکرد دولت و نمایش کارآمدی آن بپردازند قطعاْ باید اطلاعات در اختیار آن ها قرار گیرد . در غیر این صورت مطمئناْ نمی توان چشم و گوش بسته از چیزی دفاع کرد .

     

    والسلام

    پ.ن

    - لینک های مرتبط را ببینید :

     

    1- محمدیان در افتتاحیه کنگره جامعه اسلامی دانشجویان
    تداوم مسیر انقلاب سرباز اهل بصیرت و صبر می‌خواهد

    ۲- الهام در کنگره جامعه اسلامی دانشجویان:
    گفتمان اصلاح‌طلبان ارتجاعی سکولاریستی است

    ۳- لنکرانی در کنگره اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان
    دولت نهم هدف نهایی هجمه‌های رسانه‌ای شده است

    ۴- صفار هرندی در کنگره اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان
    وزارت ارشاد دولت نهم برای القای شبهات یارانه نمی‌دهد

     

    - این چند وقت را که نیستم باید از ف.س عزیز تشکر کنم که رصدخانه را زنده نگه داشته است و

    ابرها را هراز چندگاهی از جلوی رصدخانه کنار می زند و مطلبی می نویسد که انصافاً هم خوب می

    نویسد .

    قرار گرفته در شاخه: فکر کوتاه
    ارسال شده در: سه شنبه, ۱۵م مرداد, ۱۳۸۷، ساعت: ۷:۴۸ ب.ظ یک نظر

    » شیرین ولی به کام اسراییل و بهاییان!

    شیرین ولی به کام اسراییل و بهاییان

    این روزها باز هم به تناسب اهدای لوح
    تقدیری از سوی بهاییان به خانم شیرین عبادی، بازار گفتگو پیرامون خانم عبادی و
    کارهایش داغ است. هر چند که با شناختی که ما از خانم عبادی داشتیم این گونه تقدیر
    ها از وی بعید نبود ولی لازم دانستیم که حوانندگان خود را با این خانم محترم ( !)
    بیشتر آشنا کنیم.

    بعد از آنکه شیرین عبادی در سال ۲۰۰۳
    موفق به کسب جایزه ی نوبل صلح از سوی بنیاد نوبل شد به ناگاه بحث از وی در رسانه
    ها به بحث روز تبدیل شد. نوبل صلح در حقیقت سیاسی ترین جایزه ی نوبل است که به
    افرادی اعطا می شود که در پیشبرد تفکرات غربی در جهان بیشترین خدمات را داشته
    باشند. در بیانیه بنیاد نوبل
    در مورد اهدای جایزه به عبادی چنین گفته شده: «
    شیرین عبادی به عنوان یک وکیل، قاضی،
    نویسنده و فعال حقوق بشر در ایران و در خارج از مرزهای این کشور همواره با صراحت
    صحبت کرده است». این کمیته همچنین اظهار امیدواری کرد که دادن جایزه صلح به یک زن
    مسلمان ممکن است در زمانی که منطقه خاورمیانه با تحولات فاحشی روبروست جنبش
    اصلاحات را در ایران احیا کند
    .»عبادی که فارغ التحصیل از دبیرستان رضاشاه کبیر است، دوران
    دانشگاهی خود را با کسب مدرک فوق لیسانس حقوق از دانشگاه تهران به پایان برد و
    توانست در دوران محمد رضای جلاد، شاهنشاه ایران به افتخار اولین قاضی زن دادگاههای
    وی برسد. این مهم در سالهایی به دست آمد که سیستم دادگستری کشور مشغول پاره پاره
    کردن بدن انقلابیون بود(۱۹۷۵ تا۱۹۷۹ برابر سالهای ۵۳ تا ۵۷ ). با ظهور انقلاب بزرگ
    بر خلاف حکم اسلام
    مبنی بر عدم قضاوت زنان مشغول صدور حکم در پناه محمد رضا (!) بودند از دادگاهها
    اخراج شده و به درجه ی کارمند دادگستری منتقل شدند که شیرین عبادی نیز جز همانان
    بو
    د.

    اما خانم عبادی که سخت به سیستم حقوق
    غربی و اجرای اصلاحات حقوقی در ایران علاقه مند بود ، ذست از تلاش نکشید و همچنان
    به کمک به سیستم ضد انقلابیون پرداخت. وی وکیل مدافع پرونده هایی بوده است که در
    حقیقت برای دوره هایی خاص، نوک پیکان حمله ی غرب به حاکمیت جمهوری اسلامی بوده
    اند؛ نظیر پرونده ی قتل های زنجیره ای و نیز زهرا کاظم
    ی و…

    شیرین عبادی برای سالهای متمادی سعی بر
    هماهنگ کردن جبهه ی فمینیسم برای فشار بر حاکمیت جمهوری اسلامی داشته است. وی که
    همیشه سعی داشته تا از خود یک چهره ی کاملاَ بی طرف نشان دهد نتوانسته علاقه مندی
    خود را به سیستم غرب و حتی اسراییل پنهان کند. با این وجود همگان به این باور
    رسیده اند که او هرگز در دفاع از حقوق بشر به صورت بیطرفانه عمل نکرده است. با
    اینکه وی از مدافعان سرسخت
    فرقه ی ضاله ی بهاییان در ایران
    محسوب
    می شود ولی هر’گز حتی یک مورد در
    دفاع از آوارگان فلسطینی ، لبنانی ، یا افغانی گفتمانی عنوان نکرده است . اگر جایی
    نیز به تناسب موقعیت مجبور به سخنانی در مورد جنایت های استکبار شده، آنها را به
    صورت کاملا سربسته و با کنایه عنوان کرده تا مبادا خاطر اربابان غربی اش رنجیده
    شود. وی در عداوت با حکومت جمهوری اسلامی تا آنجا پیشرفته که حتی به پیچیدن نسخه
    هایی برای سقوط حاکمیت ایران پرداخته است. به عنوان نمونه وی در سخنرانی در شهر
    لیل فرانسه
    چنین می گو
    ید :« تحریم سیاسی می‌تواند حکومت ایران را تضعیف
    کند. وی افزوده: در شورای امنیت می‌توان تصمیم گرفت که ورود همه مقام‌های ایرانی
    از آغاز انقلاب به کشورهای اروپایی٬ آمریکا و مقر سازمان ملل متحد٬ ممنوع باشد
    .»

    دیدگاههای وی در مورد حقوق بشر آنچنان
    بدون فکر و افراطی است که گاه به گفتار های کاملا نامعقول از سوی وی می انجامد .
    مثلا وی در جایی می گوید:«
    می توان با پیروان هر دین و آئینی بسر برد و به عقاید دیگران
    احترام گذاشت. دموکراسی و حقوق بشر نیاز مشترک همه فرهنگها و جوامع بشری است
    .» این گفتار بسیار می تواند قابل تامل
    باشد. مثلاَ تصور کنید که وهابیونی که شیعه را کافر و مهدور الدم می شمارند با
    شیعیان در کمال آرامش زندگی کنند. یا کفار ، مسلمانان را قبول کرده و با قبول تکثر
    آراء در کنار مسلمانان بدون عداوت به زندگی بپردازند. یا پیروان بعضی از ادیان
    شرقی که معتقد به پرستش آلات تناسلی هستند در کنار موحدون در صلح و آرامش زندگی
    کنن
    د!

    خاطرم هست که وی در گفتگو با خانم «کریستیان امانپور » که
    خبرنگار بهایی شبکه
    CNN است برای رسیدن زنان به حقوق خود
    چنین گفته بود: « در صورتی زنان به حقوق خود می رسند که از اسلام تفسیر مدرن (
    modern interpretation ) ارائه شود» من در اینجا فیلم این مصاحبه را هم در اختیار
    خوانندگان می گذارم . معنی تفسیر مدرن از اسلام همان است که در بالا ذکر شد. یعنی
    اسلام جوری شود که با هیچ کس مشکلی نداشته باشد. در حقیقت در تفسیر مدرن از اسلام،
    اسلام دیگر دینی نیست که برای نابودی مظاهر کفر و الحاد و از طرفی هدایت انسانها
    آمده باشد بلکه دینی است که با همه در آرامش برخورد می کند و همه ی ادیان و آیین
    ها را قبول دارد و با همه در صلح خواهد بود حتی با دشمنان خدا ( اسلام آمریکایی)

    به هر حال باید گفت که خانم عبادی و
    یارانش که هم اکنون با تقدیر نامه ی فعلی، از قبله های آمال بهاییان به شمار می
    رود- بهاییانی که مرکز اصلی خود را در تلاویو بنیان گذاشتند تا به مسلمانان بگویند
    که برای نابودی اسلام با خونخوارترین دشمنان اسلام عهد و پیمان می بندند- سرنوشتی
    بهتر از امثال نبوی ها ، باطبی ها و صور اسرافیل ها نخواهد داشت و در زباله دان
    ذهن مردم ایران اندک جایی را هم حتی اشغال نخواهند کرد.

     

    قرار گرفته در شاخه: فکر کوتاه
    ارسال شده در: یکشنبه, ۱۳م مرداد, ۱۳۸۷، ساعت: ۱:۱۵ ق.ظ ۴ نظر

    » سراشیبی سقوط

    سراشیبی سقوط

     15000000. پانزده میلیون. عدد کمی نیست. یک،دو،سه،چهار،پنج و شش تا صفر یک عدد پانزده وحشتناک کنارش. پانزده میلیون نفر . پانزده میلیون جان. چند میلیون بیشتر از جمعیت تهران . پنج برابر جمعیت بحرین. مساوی با جمعیت بسیاری از کشور های اروپایی. به اندازه ی جمعیت یکی از ایالت های بزرگ آمریکا . ۱۵۰۰۰۰۰۰ نفر. پانزده میلیون روح، پانزده میلیون جسم و بدن.
    « سالانه در آمریکا به طور متوسط ۱۵۰۰۰۰۰۰ سقط جنین انجام می شود »
    ۱۵۰۰۰۰۰۰ * اشرف مخلوقات = ؟
    سالانه در آمریکا ۱۵۰۰۰۰۰۰ نفر به دست مادران خود به قتل می رسند. آنها جان دارند ، روح دارند و حق زندگی.
    »بای ذنبِ قتلت»
    به کدامین گناه کشته شدید؟

    آمریکا در سراشیبی سقوط است.
    —————–
    پی نوشت
    ۱-آمار را از کتاب کمیته ی ۳۰۰ استخراج کرده ام. مر بوط به اوایل دهه ی ۹۰ است. از آمار فعلی خبر ندارم.
    God bless us- ۲ !

    قرار گرفته در شاخه: فکر کوتاه
    ارسال شده در: جمعه, ۱۱م مرداد, ۱۳۸۷، ساعت: ۵:۱۷ ب.ظ ۷ نظر