سردار خيبر ، حاج محمد ابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله كه در سن 27 سالگي به شهادت رسيد . جزيره مجنون محل شهادت اين شهيد بزرگوار است . جزيره اي كه طعم خون بسياري از مجنونان را چشيده است .
--------------------------------
درباره شهيد همت بخوانيد :
حاج همت
وبلاگي درباره حاج همت

حالا همانجا بود. درست روبروی همان میز شطرنج. قوطی دلستر، گوشی موبایل، تبلتش که دیگر حالا عمری از آن گذشته است. همه چیز درست مثل همان شب است. همان شبی که بیرون آمده بود که چرخی بزند و باران همراهیش کرد. حالا اما درست ۲۱ سال از آن شب گذشته است.

تمام فکرهای آن شبش را مرور کرد. تمام فکرهای آن روزهایش را مرور کرد. تمام فکرهای آن سال ها را مرور کرد. دوستانش را. زندگی اش را. خاطراتش را. یادش آمد آن روزها همیشه می گفت «خاطره می شود». لبخندی زد و در حالی که اشک هایش را پاک می کرد بلند شد. با خودش فکر می کرد احتمالاً این شب هم خاطره می شود. یقۀ کاپشنش را بالا زد. قوطی دلستر، تبلتی که کار نمی کرد و گوشی موبایلش را همان جا رها کرد و رفت. شاید چندسال دیگر… شاید هم نه.

  • رایانامه خود را وارد کنید تا از آخرین یادداشت های یک فنجان فکر از طریق پست الکترونیک آگاه شوید.

    Free counter and web stats
  • » سرود پرندگان

    در را باز می کند. در، صبح به خیر اول را به پسر می گوید. این را می شود از صدای آرام لولاهایش فهمید. می آید روی پله ی اول. اما زیادی بالاست. چند پله پایین تر. حالا بهتر شد. نگاهی به آسمان می کند. خورشید تمام تلاشش را می کند که نورش را از میان شاخ و برگ های این درختان مزاحم به کف دستان پسر برساند. پسر هم البته کمی تلاش می کند. دستش را جلوتر می آورد تا نور را لمس کند. نگاهی به دور و بر می اندازد. احتمالاً مسابقات سرود پرندگان همین نزدیکی ها باید باشد. هماهنگ و هم صدا آواز صبحگاهیشان را تقدیم پسر می کنند و احتمالاً این بهترین کادوی صبحگاهی بود که پسر آرزویش را داشت.

    از روی پله ها می آید پایین. حالا پایش روی زمین نم دارِ صبح است. زمینی که برگ ها تا جایی که می توانسته اند در آغوشش گرفته اند. راه می افتد کمی دور می شود… اما بر می گردد. با سرعت بیشتر. لیوان نسکافه اش را فراموش کرده بود. لیوان نسکافه را به دست می گیرد و به راه می افتد به سمت چشمه. چند صد متری بالاتر است…

    برچسب ها: , , , ,
    قرار گرفته در شاخه: برگی از زندگی, فکر کوتاه
    ارسال شده در: شنبه, ۴م اردیبهشت, ۱۳۸۹، ساعت: ۱۲:۱۱ ب.ظ
    نظرات این مطلب را از طریق فید دنبال کنید. RSS 2.0

    پاسخ دهید