سردار خيبر ، حاج محمد ابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله كه در سن 27 سالگي به شهادت رسيد . جزيره مجنون محل شهادت اين شهيد بزرگوار است . جزيره اي كه طعم خون بسياري از مجنونان را چشيده است .
--------------------------------
درباره شهيد همت بخوانيد :
حاج همت
وبلاگي درباره حاج همت

از پله ها که پایین آمد انگار تمام سکوت صبح یک هو آوار شد روی سرش. نگاهی به آن تونل های مخوف سیاه کرد که هرازچندگاهی موجود چند ده متری از داخلش بیرون می آمد و عده ای آدم دیوانه وار می ریختند روی کولش. هنوز خبری نبود. تونل ها به همان مخوفی چند دقیقه پیش بودند. کمی ان طرف تر، رفت و نشست روی یکی از همان صندلی های قرمز همیشگی. کتابی که دستش بود را باز کرد و شروع کرد به ورق زدن. انگار که بارها و بارها آن کتاب را خوانده باشد فقط ورقش می زد. اصلاً نمی خواندش. فقط ورق می زد. صدای قطار مترو از روی صندلی اش بلندش کرد. رفت و دقیقاً ایستاد پشت آن خط قرمز رنگ. همیشه دقت می کرد که نوک کفش هایش در امتداد خط باشد. نه عقبتر و نه جلوتر.

سوت… درها باز شد. نشست روی یکی از آن صندلی ها و منتظر دختر فال فروش شد. آمارش را داشت. هر روز سوار همین خط می شد. تقریباً هر روز کارش همین بود. می نشست روی صندلی های مترو تا دختر فال فروش بیاید و بنشیند کنارش و با هم در مورد اشعار حافظ و اینکه همۀ این برگه های فال خوب است و تفسیرهای زیرش مسخره اند و خود شعر مهم است و هزار چیز دیگر صحبت کنند.

آن روز اما دخترک فال فروش نیامد. فکر کرد شاید مثل دفعۀ قبلی که تا غروب منتظرش نشست تا بالاخره آمد و توضیح داد که از دست صاحبکارش فرار می کرده است، این بار هم غروب می آید. اما آن روز نیامد. روز بعد هم و روزهای بعد… از مترو پیاده شد. سطل آشغال را که دید کتاب را پرت کرد درون سطل. کمی آن طرفتر پسری که شاید دلش برای کتاب سوخت سریع به سمت سطل آمد و دیوان حافظ که کهنه شده بود را برداشت و سوار مترو شد. نشسته بود روی صندلی مترو و کتاب را ورق می زد. دخترک فال فروش آمد و کنارش نشست. دقیقاً همان کنار…

  • رایانامه خود را وارد کنید تا از آخرین یادداشت های یک فنجان فکر از طریق پست الکترونیک آگاه شوید.

    Free counter and web stats
  • » در ستایش «ملک سلیمان»

    شکی نداریم که سینمای ایران سینمایی است که فیلم هایش ۱۰۰ درصد مصرف داخلی دارند. به ندرت در این سینما فیلمی ساخته می شود که بتوان به راحتی و با خیال راحت روی مصرف بین المللی اش حساب کرد و مطمئن بود که انقلاب دارد «محصول فرهنگی» صادر می کند! بعضاً فیلم هایی از سینمای ایران در دنیا اکران می شوند که نه تنها هیچ ربطی به آرمان اسلامی انقلاب ندارند بلکه شاید در مقابل آن اهداف هم قرار می گیرند.

    این ها را گفتم تا برسم به اینکه این روزها سینمای ایران اخبار خوبی را می شنود. خبر اکران «ملک سلیمان»ی که می توان با خوشحالی به عرضۀ جهانی اش اندیشید. فیلمی که با بهره گیری از جلوه های بصری و تیم حرفه ای در بخش های مختلف، از تصویر برداری و صداگذاری و جلوه های ویژه گرفته تا طراحی سایت و حتی طراحی پوستر فیلم، آمده است تا آغاز گر انقلابی در سینمای ایران باشد.

    ماجرا آنجا جالب تر می شود که خبرهایی از همکاری تئوریسین ها و تحلیل گران انقلابی اسلامی و مشاوره های افرادی همچون «دکتر عباسی» به این فیلم شنیده می شود. خلا این همکاری ها هم در سینمای ایران به شدت احساس می شود. سینما گران کار خود را می کنند و تئوریسین ها و کارشناسان محتوایی ما کاری دیگر. ملک سلیمان سعی کرده است حتی این خلاها را هم پر کند.

    جای خالی فیلم هایی همچون ملک سلیمان در سینمای ایران کاملاً احساس می شود. ملک سلیمان شروع حرکتی است که می تواند انقلابی را در سینمای ایران به وجود آورد. انقلابی که شاید چندین سال دیر آغاز شده است اما امید آن می رود که با ملک سلیمان با شتاب بیشتری پیش رود و سینمای ما را به آنجایی برساند که باید.

    پ.ن:

    - هنوز فیلم را ندیده ام و این پست تنها تقدیری بود از این اتفاق خوب. تحلیل فیلم باشد برای بعد از دیدنش. برای همین هم کوتاه نوشتم به صورت یک رپرتاژ آگهی برای فیلم. :دی

    - به وبسایت رسمی فیلم هم سری بزنید. تریلرها و عکس ها و چیزهای دیگر را می توانید آنجا ببینید.

    - فیلم قسمت دومی هم دارد انگار! امیدوارم آن هم به زودی بسازند.

    برچسب ها: , , ,
    قرار گرفته در شاخه: سینما, وقایع الاتفاقیه
    ارسال شده در: پنجشنبه, ۴م شهریور, ۱۳۸۹، ساعت: ۴:۱۷ ق.ظ یک نظر