ساعت حدود ۱۴ روز پنجشنبه وبسایت خبری کافه سینما خبری را روی تلکس خود می برد با این تیتر و سوتیتر:
یک خبر شوکهکننده، اختصاصی کافهسینما؛ لیلا اوتادی در نقش ندا آقاسلطان!
در ادامۀ خبر آمده است:
«فیلم پایاننامه با موضوع جنگ نرم و حوادث بعد از انتخابات به تهیهکنندگی روحالله شمقدری و کارگردانی حامد کلاهداری جلوی دوربین رفت. موضوع فیلم درباره استاد دانشگاهی است که دارای فعالیتهای جاسوسی و ارتباط با بیگانه است و ۴ دانشجویی که با این استاد پایاننامه دارند. این پایاننامه بهانهای میشود برای ورود این دانشجویان به دنیای پرخطر سیاست.
لیلا اوتادی در نقش ندا آقاسلطان در این فیلم نقشآفرینی میکند…»
خبر منبع مشخصی ندارد و به عنوان خبر اختصاصی این پایگاه نقل شده است. فرض را بر صحت خبر می گذاریم و ادامه می دهیم. چند ساعت از این ماجرا نمی گذرد که جماعت سبزهای جنگ نرمی شروع به تولید محتوا بر ضد این بازیگر در اینترنت می کنند. مثل همیشه بالاترین مرکز این وحشی گری است. موضوع داغی برای شروع فحاشی و توهین به این بازیگر ایجاد می شود و کاربران بالاترین شروع به داغ کردن لینک ها می کنند.
برخی از لینک هایی که داغ شده اند را در ادامه می بینید. یکی از این لینک ها مربوط به یک وبلاگ است که تنها یک پست دارد و همان چند خط را نوشته است! این لینک ۶۱ رای مثبت گرفته است.
همزمان با این اتفاقات صفحۀ فیس بوک لیلا اوتادی مملو از فحاشی سبزها می شود. به طوری که این صفحه در حال حاضر توسط سازنده حذف شده است. در عوض صغحه ای با عنوان مخالفان لیلا اوتادی در فیس بوک راه اندازی شده است و حالا احتمالاً همان ۵ هزار نفر از فن های لیلا اوتادی به این صفحه خواهند پیوست. مطمئن باشید آمار فن های این صفحه به شدت بالا خواهد بود. و فحاشی ها در این صفحه ادامه خواهد داشت.

این بار صفحۀ مخالفین لیلا اوتادی در فیس بوک؛ بعد از ساعت ۱۴ البته :دی عکس را بزرگ ببینید تا نکات دیگری را متوجه شوید.
سبزها در سایر شبکه های اجتماعی هم بیکار نمی نشینند و ادب و شعور خود را در این سایت ها هم به نمایش می گذارند. نمونه ای از این فحاشی ها را در زیر ببینید.
در این میان تلاش های بدنۀ میانه روی سبزها برای کنترل این جریان هیچ فایده ای نداشت.
پس از این اتفاقات در ساعات پایانی شب وبسایت لیلا اوتادی هم توسط جریان افراطی و وحشی سبزها هک شد.
هدف این نوشته هرگز حمایت و یا مخالفت با اوتادی نیست. چون نه این قضیه محل بحث است و نه اینکه نگارنده دل خوشی از بازیگر جماعت دارد! اما محل بحث این رفتار وحشیانۀ سبزهاست در برخورد با مسائل کشور. اینکه در مورد بازیگری به این سرعت قضاوت کنیم یا فیلمی را که ندیده ایم و هنوز تولید نشده است(!) بازیگرش را به صلیب بکشیم و امثال این کارها، نوعی وحشی گری مدرن است که جریان سبز افراطی به شدت به آن دچار است.
حال تصور کنید این جریان بنا باشد مدیریت کشور را به دست بگیرد! احتمالاً هیچ مخالفی زنده نمی ماند. حداقلش این است که در نظام فعلی این ها زنده اند و به وحشی گری می پردازند!
پینوشت:
- عده ای هک سایت لیلا اوتادی را مقایسه می کنند با عملکرد برخی از جریان های حزب الله در هک کردن سایت های صهیونیستی و … تقریباً سطحی ترین و ضعیف ترین نوع توجیه این وحشی گری همین مقایسه است. اینکه مثلاً یک بازگیر ایرانی و هموطن را که هنوز جرمی از او سر نزده و معلوم نیست در فیلم بازی می کند یا نه. یا اینکه فیلم چیست و بنا دارد چه بگوید محاکمه کنیم و برایش حکم صادر کنیم و در جایگاه صهیونیست های کثیف و پست قرار دهیم اوج وحشی گری و رذالت سبزهاست.
- معذرت می خواهم به خاطر انتشار برخی از فحاشی های جریان تندرو سبز. جهت روشن تر شدن موضوع بود.
برچسب ها: جنبش سبز, سینما, لیلا اوتادی, وطن فروش
قرار گرفته در شاخه: سیاست داخلی, سینما, وبلاگستان, وقایع الاتفاقیه
ارسال شده در: جمعه, ۲۱م آبان, ۱۳۸۹، ساعت: ۴:۲۹ ق.ظ
۱۳۵ نظر
سارا پیلین، سیاست مدار جمهوری خواه آمریکایی که در انتخابات اخیر آمریکا اسمش بر سر زبان های مردم دنیا افتاد، اخیراً در یادداشتی در اکانت فیس بوک خود به بهانۀ تبریک سال نو عبریها، تقلای مجددی در حمایت از صهیونیست ها کرده است. او می نویسد:
«در زمانی که خانواده های یهودی گرد هم می آیند تا جشن سال نو خود را برگزار کنند، من هم می خواهم به آنها بپیوندم و برای یک سال خوب و شیرین پیش رو دعا کنم.»

او این طور ادامه می دهد که:
«این زمانی است که ما مسئولیت هایمان را در قبال خانواده، جامعه، کشور و دنیایمان یادآوری کنیم. همچنین زمانی است برای یادآوری به ما، به عنوان آمریکایی ها، تا به یادداشته باشیم که در قبال دوستان و متحدانمان برای دستیابی به صلح و امنیت مسئولیم. مردم اسرائیل خطرات و چالش های زیادی را پشت سر گذاشته اند و فداکاری های بسیاری کرده اند تا به صلح و زندگی بهتر برای فرزندانشان دست پیدا کنند. سال جدید با امیدهای تازه ای برای صلح شروع شد اما خطر برای اسرائیل –و برا ما- همچنان از بین نرفته است.»
بخش جالبی هم در ادامۀ این یادداشت آمده است. بخشی که بی ارتباط با ادامۀ این یادداشت هم نخواهد بود.
«زمان چالش هایی مانند اینکه ایران به ادامۀ فعالیت برای ساخت سلاح هسته ای ادامه می دهد، حماس در آستانۀ مذاکرات صلح به بیگناهان حمله می کند، دشمنان از به رسمیت شناختن اسرائیل خودداری می کنند و حتی در اروپا و آمریکا صداهایی در مخالفت با اسرائیل شنیده می شود.»
نکتۀ جالبی است. تاکید بر اینکه ایران به دنبال سلاح هسته ای است. حماس بی رحمانه بیگناهان اسرائیلی را می کشد و …. مسالۀ مهمی که در جنگ روانی سال های اخیر غربی ها وجود دارد تاکید بر همین توهمات است. در مراسم رقص سالانۀ ملکه انگلیس هم ممکن است جملاتی را بشنوید با این مضمون که ایران به دنبال سلاح هسته ای است. یا مثلاً در افتتاحیۀ گاوداری ۱۰۰ هزار راسی در یکی از ایالت های آمریکا به دست فلان سناتور جمهوری خواه! البته این ها مزاح بود. اما کاملاً مشهود است که سیاستمداران غربی از هر فرصتی برای ایران هراسی استفاده می کنند. به خصوص جنگ طلبانی همچون جمهوری خواهان آمریکایی یا دیوانگانی همچون تونی بلر.
اما در مقابل آن نکتۀ جالب، یک نکتۀ جالبتر از این یادداشت استخراج می شود. «حتی در اروپا و آمریکا صداهایی در مخالفت با اسرائیل شنیده می شود.» این همان چیزی است که آمریکایی ها به شدت از آن می ترسند. اینکه موج عدالت خواهی و حق طلبی «فراگیر» شود. طبیعتاً راه انداختن پروژه های همچون «قرآن سوزی» و ربط دادن وقایع یازده سپتامبر به مسلمانان ناشی از همین ترس است. تلقین این باور به اذهان که ایران، حزب الله و سایر جنبش های حق طلبانه ای که در دنیا از طرف مسلمانان راه افتاده است، نوعی تندروی و جنبش های جنگ طلبانه است، دقیقاً به خاطرهمین امر است تا با حذف این صداها، مجالی برای جان گرفتن حنجره های مدافعان عدالت در دل اروپا و آمریکا باقی نماند. شنیدن این جمله از سارا پیلین بسیار خوشحال کننده است و البته این هشدار را می دهد که در صورت حمایت نشدن و نرسیدن خوراک فرهنگی به این جنبش های پراکنده در آمریکا و اروپا، این حرکت ها قطعاً توسط دست های خون آلود و کثیف صهیونیست ساکت خواهند شد و مجال ادامۀ راه را نخواهند یافت و همین امر وظیفۀ انقلاب و ایران را به شدت سنگین می کند.
برچسب ها: Sarah Palin, اسرائیل, اسلام هراسی, انقلاب, ایران, ایران هراسی, جنگ, سارا پالین, صهیونیست
قرار گرفته در شاخه: سیاست خارجی, فکر کوتاه, وقایع الاتفاقیه
ارسال شده در: چهارشنبه, ۱۷م شهریور, ۱۳۸۹، ساعت: ۶:۱۰ ب.ظ
۱۳ نظر
اپیوم از وبلاگ نویسان اهل جنبش سبز، توییت می کند:
چند دقیقه بعد در ذیل این توییت در فرندفید تعدادی شمایل غم و لعنت و این طور رفتار ها جمع می شود. البته ساعت ۴ صبح است. قطعاً اگر ساعت بهتری بود از این سبک ابراز ناراحتی ها و لعن فرستادن ها بیشتر می شد.
حالا ببینیم این خبری که ملت برایش لعنت می فرستند و وای می گویند و ابراز ناراحتی می کنند چیست؟
خبر سراسر تناقضی با تیتر «ارژنگ داودی در چهل و هشتیمن روز اعتصاب غذا به کما فرو رفت» در سایت رهانا که ادعا می کند خبرگزاری حقوق بشر ایران اسن، منتشر شده است. در ابتدای خبر اعلام می شود که حالت نیمه اغما برای این فرد رخ داده است. حالت نیمه اغما چیست؟ الله اعلم. سپس بیان می شود که وی در همین حالت نیمه اغما بنا بوده نامه ای امضا کند که از این کار امتناع ورزیده است! سبحان الله! آدم ها در کما امضا نمی کنند و درخواست امضا رد می کنند. آخرالزمان است! در انتهای خبر اشاره می شود که حال وی به حدی حاد است که قادر به باز کردن چشم ها نیست. بر فرض راست بودن خبر (!!!) حالت کما ترجمه اش می شود بازنکردن چشم؟! پس بیهوشی چیست؟ بیحالی و تحلیل رفتن توان بدن هم کماست دیگر؟
این خبرسازی ها و دروغ پردازی رسانه های سبز و کف و سوت زدن ها و ابراز خوشحال و ناراحتی و گریه کردن پیاده نظام آن ها در شبکه های اجتماعی بزرگترین معضلی است که حتی خود جوانان سبز را به فنا خواهد داد. برای همه دعا کنیم در این شب های مبارک. به نظرم خاصه این ها نیازمند دعای مومنین هستند.
برچسب ها: امپراطوری دروغ, توهم, جنبش سبز, دروغ
قرار گرفته در شاخه: سیاست داخلی, فکر کوتاه, وبلاگستان, وقایع الاتفاقیه
ارسال شده در: سه شنبه, ۹م شهریور, ۱۳۸۹، ساعت: ۴:۰۷ ق.ظ
۶ نظر










