سارا پیلین، قرآن سوزی و چند چیز دیگر

سارا پیلین، سیاست مدار جمهوری خواه آمریکایی که در انتخابات اخیر آمریکا اسمش بر سر زبان های مردم دنیا افتاد، اخیراً در یادداشتی در اکانت فیس بوک خود به بهانۀ تبریک سال نو عبریها، تقلای مجددی در حمایت از صهیونیست ها کرده است. او می نویسد:

«در زمانی که خانواده های یهودی گرد هم می آیند تا جشن سال نو خود را برگزار کنند، من هم می خواهم به آنها بپیوندم و برای یک سال خوب و شیرین پیش رو دعا کنم.»

او این طور ادامه می دهد که:

«این زمانی است که ما مسئولیت هایمان را در قبال خانواده، جامعه، کشور و دنیایمان یادآوری کنیم. همچنین زمانی است برای یادآوری به ما، به عنوان آمریکایی ها، تا به یادداشته باشیم که در قبال دوستان و متحدانمان برای دستیابی به صلح و امنیت مسئولیم. مردم اسرائیل خطرات و چالش های زیادی را پشت سر گذاشته اند و فداکاری های بسیاری کرده اند تا به صلح و زندگی بهتر برای فرزندانشان دست پیدا کنند. سال جدید با امیدهای تازه ای برای صلح شروع شد اما خطر برای اسرائیل –و برا ما- همچنان از بین نرفته است.»

بخش جالبی هم در ادامۀ این یادداشت آمده است. بخشی که بی ارتباط با ادامۀ این یادداشت هم نخواهد بود.

«زمان چالش هایی مانند اینکه ایران به ادامۀ فعالیت برای ساخت سلاح هسته ای ادامه می دهد، حماس در آستانۀ مذاکرات صلح به بیگناهان حمله می کند، دشمنان از به رسمیت شناختن اسرائیل خودداری می کنند و حتی در اروپا و آمریکا صداهایی در مخالفت با اسرائیل شنیده می شود

نکتۀ جالبی است. تاکید بر اینکه ایران به دنبال سلاح هسته ای است. حماس بی رحمانه بیگناهان اسرائیلی را می کشد و …. مسالۀ مهمی که در جنگ روانی سال های اخیر غربی ها وجود دارد تاکید بر همین توهمات است. در مراسم رقص سالانۀ ملکه انگلیس هم ممکن است جملاتی را بشنوید با این مضمون که ایران به دنبال سلاح هسته ای است. یا مثلاً در افتتاحیۀ گاوداری ۱۰۰ هزار راسی در یکی از ایالت های آمریکا به دست فلان سناتور جمهوری خواه! البته این ها مزاح بود. اما کاملاً مشهود است که سیاستمداران غربی از هر فرصتی برای ایران هراسی استفاده می کنند. به خصوص جنگ طلبانی همچون جمهوری خواهان آمریکایی یا دیوانگانی همچون تونی بلر.

اما در مقابل آن نکتۀ جالب، یک نکتۀ جالبتر از این یادداشت استخراج می شود. «حتی در اروپا و آمریکا صداهایی در مخالفت با اسرائیل شنیده می شود.» این همان چیزی است که آمریکایی ها به شدت از آن می ترسند. اینکه موج عدالت خواهی و حق طلبی «فراگیر» شود. طبیعتاً راه انداختن پروژه های همچون «قرآن سوزی» و ربط دادن وقایع یازده سپتامبر به مسلمانان ناشی از همین ترس است. تلقین این باور به اذهان که ایران، حزب الله و سایر جنبش های حق طلبانه ای که در دنیا از طرف مسلمانان راه افتاده است، نوعی تندروی و جنبش های جنگ طلبانه است، دقیقاً به خاطرهمین امر است تا با حذف این صداها، مجالی برای جان گرفتن حنجره های مدافعان عدالت در دل اروپا و آمریکا باقی نماند. شنیدن این جمله از سارا پیلین بسیار خوشحال کننده است و البته این هشدار را می دهد که در صورت حمایت نشدن و نرسیدن خوراک فرهنگی به این جنبش های پراکنده در آمریکا و اروپا، این حرکت ها قطعاً توسط دست های خون آلود و کثیف صهیونیست ساکت خواهند شد و مجال ادامۀ راه را نخواهند یافت و همین امر وظیفۀ انقلاب و ایران را به شدت سنگین می کند.

در ستایش «ملک سلیمان»

شکی نداریم که سینمای ایران سینمایی است که فیلم هایش ۱۰۰ درصد مصرف داخلی دارند. به ندرت در این سینما فیلمی ساخته می شود که بتوان به راحتی و با خیال راحت روی مصرف بین المللی اش حساب کرد و مطمئن بود که انقلاب دارد «محصول فرهنگی» صادر می کند! بعضاً فیلم هایی از سینمای ایران در دنیا اکران می شوند که نه تنها هیچ ربطی به آرمان اسلامی انقلاب ندارند بلکه شاید در مقابل آن اهداف هم قرار می گیرند.

این ها را گفتم تا برسم به اینکه این روزها سینمای ایران اخبار خوبی را می شنود. خبر اکران «ملک سلیمان»ی که می توان با خوشحالی به عرضۀ جهانی اش اندیشید. فیلمی که با بهره گیری از جلوه های بصری و تیم حرفه ای در بخش های مختلف، از تصویر برداری و صداگذاری و جلوه های ویژه گرفته تا طراحی سایت و حتی طراحی پوستر فیلم، آمده است تا آغاز گر انقلابی در سینمای ایران باشد.

ماجرا آنجا جالب تر می شود که خبرهایی از همکاری تئوریسین ها و تحلیل گران انقلابی اسلامی و مشاوره های افرادی همچون «دکتر عباسی» به این فیلم شنیده می شود. خلا این همکاری ها هم در سینمای ایران به شدت احساس می شود. سینما گران کار خود را می کنند و تئوریسین ها و کارشناسان محتوایی ما کاری دیگر. ملک سلیمان سعی کرده است حتی این خلاها را هم پر کند.

جای خالی فیلم هایی همچون ملک سلیمان در سینمای ایران کاملاً احساس می شود. ملک سلیمان شروع حرکتی است که می تواند انقلابی را در سینمای ایران به وجود آورد. انقلابی که شاید چندین سال دیر آغاز شده است اما امید آن می رود که با ملک سلیمان با شتاب بیشتری پیش رود و سینمای ما را به آنجایی برساند که باید.

پ.ن:

- هنوز فیلم را ندیده ام و این پست تنها تقدیری بود از این اتفاق خوب. تحلیل فیلم باشد برای بعد از دیدنش. برای همین هم کوتاه نوشتم به صورت یک رپرتاژ آگهی برای فیلم. :دی

- به وبسایت رسمی فیلم هم سری بزنید. تریلرها و عکس ها و چیزهای دیگر را می توانید آنجا ببینید.

- فیلم قسمت دومی هم دارد انگار! امیدوارم آن هم به زودی بسازند.