پرتقال خونی

عادت کرده ام به سینما رفتن. کاملاً بدون برنامه میروم جلوی گیشه به امید اینکه فیلم ها عوض شده باشند تا شاید ۲ ساعت را در تاریکخانۀ سینما و در کنار چیپس و پفک خوردن های هفتاد و دو ملت، بطری آب معدنی یا دلسترم را در دست بگیرم و بنشینم و جدا شوم از این همه دغدغه هایی که روی سرم آوار شده اند. در این میان احتمالاً می توانید حدس بزنید که برخی فیلم ها را هم چند بار به تماشا نشسته باشم. خیلی مواقع پیش می آید که مثلاً به جای ریسک دیدن فیلم های طنز که چندان رابطه ای با آن ها ندارم، تماشای دوبارۀ یه حبه قند یا پرتقال خونی را انتخاب کنم.

بهتر از خود فیلم ها اما آن یک ساعت بعد از فیلم است. ساعت ۱۱ و ۱۲ شب را می گویم که احتمالاً یک قوطی دلستر در دست راه می افتم در خیابان های خلوت آن ساعت شب. آدم های آن موقع خیابان نسبت به آدم های ساعت ۹ و ۱۰ شب آدم های جالبتری هستند. اصلش فکر نکنم حاضر باشم آن چند ساعت را با هیچ چیزی عوض کنم.

بگذریم. بنا نبود این هایی که نوشتم را بنویسم. بنا بود راجع به پرتقال خونی و روایت عاشقانه با پایان فیلم فارسی گونش بنویسم که نمی دانم چه شد که این شد. اصلاً آن تیتر پرتقال خونی را هم به همین خاطر نوشتمش آن بالا! بگذاریدش به حساب رها کردن قلم و مشاهدۀ نتیجه اش. پرتقال خونی هم باشد برای بعد.

توحش مدرن به سبک سبزها

ساعت حدود ۱۴ روز پنجشنبه وبسایت خبری کافه سینما خبری را روی تلکس خود می برد با این تیتر و سوتیتر:

یک خبر شوکه‌کننده، اختصاصی کافه‌سینما؛ لیلا اوتادی در نقش ندا آقاسلطان!

در ادامۀ خبر آمده است:

«فیلم پایان‌نامه با موضوع جنگ نرم و حوادث بعد از انتخابات به تهیه‌کنندگی روح‌الله شمقدری و کارگردانی حامد کلاهداری جلوی دوربین رفت. موضوع فیلم درباره استاد دانشگاهی است که دارای فعالیت‌های جاسوسی و ارتباط با بیگانه است و ۴ دانشجویی که با این استاد پایان‌نامه دارند. این پایان‌نامه بهانه‌ای می‌شود برای ورود این دانشجویان به دنیای پرخطر سیاست.
لیلا اوتادی در نقش ندا آقاسلطان در این فیلم نقش‌آفرینی می‌کند…»

خبر منبع مشخصی ندارد و به عنوان خبر اختصاصی این پایگاه نقل شده است. فرض را بر صحت خبر می گذاریم و ادامه می دهیم. چند ساعت از این ماجرا نمی گذرد که جماعت سبزهای جنگ نرمی شروع به تولید محتوا بر ضد این بازیگر در اینترنت می کنند. مثل همیشه بالاترین مرکز این وحشی گری است. موضوع داغی برای شروع فحاشی و توهین به این بازیگر ایجاد می شود و کاربران بالاترین شروع به داغ کردن لینک ها می کنند.


برخی از لینک هایی که داغ شده اند را در ادامه می بینید. یکی از این لینک ها مربوط به یک وبلاگ است که تنها یک پست دارد و همان چند خط را نوشته است! این لینک ۶۱ رای مثبت گرفته است.

همزمان با این اتفاقات صفحۀ فیس بوک لیلا اوتادی مملو از فحاشی سبزها می شود. به طوری که این صفحه در حال حاضر توسط سازنده حذف شده است. در عوض صغحه ای با عنوان مخالفان لیلا اوتادی در فیس بوک راه اندازی شده است و حالا احتمالاً همان ۵ هزار نفر از فن های لیلا اوتادی به این صفحه خواهند پیوست. مطمئن باشید آمار فن های این صفحه به شدت بالا خواهد بود. و فحاشی ها در این صفحه ادامه خواهد داشت.


صفحه هواداران لیلا اوتادی در فیس بوک قبل از ساعت ۱۴ :دی

این بار صفحۀ مخالفین لیلا اوتادی در فیس بوک؛ بعد از ساعت ۱۴ البته :دی عکس را بزرگ ببینید تا نکات دیگری را متوجه شوید.

سبزها در سایر شبکه های اجتماعی هم بیکار نمی نشینند و ادب و شعور خود را در این سایت ها هم به نمایش می گذارند. نمونه ای از این فحاشی ها را در زیر ببینید.



در این میان تلاش های بدنۀ میانه روی سبزها برای کنترل این جریان هیچ فایده ای نداشت.

پس از این اتفاقات در ساعات پایانی شب وبسایت لیلا اوتادی هم توسط جریان افراطی و وحشی سبزها هک شد.

هدف این نوشته هرگز حمایت و یا مخالفت با اوتادی نیست. چون نه این قضیه محل بحث است و نه اینکه نگارنده دل خوشی از بازیگر جماعت دارد! اما محل بحث این رفتار وحشیانۀ سبزهاست در برخورد با مسائل کشور. اینکه در مورد بازیگری به این سرعت قضاوت کنیم یا فیلمی را که ندیده ایم و هنوز تولید نشده است(!) بازیگرش را به صلیب بکشیم و امثال این کارها، نوعی وحشی گری مدرن است که جریان سبز افراطی به شدت به آن دچار است.

حال تصور کنید این جریان بنا باشد مدیریت کشور را به دست بگیرد! احتمالاً هیچ مخالفی زنده نمی ماند. حداقلش این است که در نظام فعلی این ها زنده اند و به وحشی گری می پردازند!

پینوشت:

- عده ای هک سایت لیلا اوتادی را مقایسه می کنند با عملکرد برخی از جریان های حزب الله در هک کردن سایت های صهیونیستی و … تقریباً سطحی ترین و ضعیف ترین نوع توجیه این وحشی گری همین مقایسه است. اینکه مثلاً یک بازگیر ایرانی و هموطن را که هنوز جرمی از او سر نزده و معلوم نیست در فیلم بازی می کند یا نه. یا اینکه فیلم چیست و بنا دارد چه بگوید محاکمه کنیم و برایش حکم صادر کنیم و در جایگاه صهیونیست های کثیف و پست قرار دهیم اوج وحشی گری و رذالت سبزهاست.

- معذرت می خواهم به خاطر انتشار برخی از فحاشی های جریان تندرو سبز. جهت روشن تر شدن موضوع بود.

در ستایش «ملک سلیمان»

شکی نداریم که سینمای ایران سینمایی است که فیلم هایش ۱۰۰ درصد مصرف داخلی دارند. به ندرت در این سینما فیلمی ساخته می شود که بتوان به راحتی و با خیال راحت روی مصرف بین المللی اش حساب کرد و مطمئن بود که انقلاب دارد «محصول فرهنگی» صادر می کند! بعضاً فیلم هایی از سینمای ایران در دنیا اکران می شوند که نه تنها هیچ ربطی به آرمان اسلامی انقلاب ندارند بلکه شاید در مقابل آن اهداف هم قرار می گیرند.

این ها را گفتم تا برسم به اینکه این روزها سینمای ایران اخبار خوبی را می شنود. خبر اکران «ملک سلیمان»ی که می توان با خوشحالی به عرضۀ جهانی اش اندیشید. فیلمی که با بهره گیری از جلوه های بصری و تیم حرفه ای در بخش های مختلف، از تصویر برداری و صداگذاری و جلوه های ویژه گرفته تا طراحی سایت و حتی طراحی پوستر فیلم، آمده است تا آغاز گر انقلابی در سینمای ایران باشد.

ماجرا آنجا جالب تر می شود که خبرهایی از همکاری تئوریسین ها و تحلیل گران انقلابی اسلامی و مشاوره های افرادی همچون «دکتر عباسی» به این فیلم شنیده می شود. خلا این همکاری ها هم در سینمای ایران به شدت احساس می شود. سینما گران کار خود را می کنند و تئوریسین ها و کارشناسان محتوایی ما کاری دیگر. ملک سلیمان سعی کرده است حتی این خلاها را هم پر کند.

جای خالی فیلم هایی همچون ملک سلیمان در سینمای ایران کاملاً احساس می شود. ملک سلیمان شروع حرکتی است که می تواند انقلابی را در سینمای ایران به وجود آورد. انقلابی که شاید چندین سال دیر آغاز شده است اما امید آن می رود که با ملک سلیمان با شتاب بیشتری پیش رود و سینمای ما را به آنجایی برساند که باید.

پ.ن:

- هنوز فیلم را ندیده ام و این پست تنها تقدیری بود از این اتفاق خوب. تحلیل فیلم باشد برای بعد از دیدنش. برای همین هم کوتاه نوشتم به صورت یک رپرتاژ آگهی برای فیلم. :دی

- به وبسایت رسمی فیلم هم سری بزنید. تریلرها و عکس ها و چیزهای دیگر را می توانید آنجا ببینید.

- فیلم قسمت دومی هم دارد انگار! امیدوارم آن هم به زودی بسازند.